blog image

مشاوره پیش از ازدواج

کلمات کلیدی :

ویژگی های شخصیتی مورد نیاز برای ازدواج موفق

یافتن عوامل شخصیتی موثر در ازدواج موفق، دغدغه اصلی زوج درمانگران و روانشناسانی است که در حوزه زوج و خانواده فعالیت می کنند. در میان زوج درمانگران معاصر سوزان جانسون، جان گاتمن و گلاسر در این زمینه پژوهشهای زیادی انجام داده و به نتایج جالب توجهی دست یافته اند.

  1. دلبستگی ایمن: شاید به جرات بتوان گفت کسی که مفاهیم دلبستگی را به صورت جدی به حوزه ارتباطات زوجها وارد کرد، سوزان جانسون است. دلبستگی ایمن مفهوم عمیق و وسیعی است که تبیین کننده بسیاری از رفتارهای مثبت و موثر زوجهای موفق در زندگی مشترکشان است. تجربه امنیت درونی، رهاوردی است که هر کدام از همسران از دوران کودکی خود به رابطه زوجی می آورند. به میزانی که هر کدام از همسران از امنیت درونی برخوردار باشند می توانند عشق غیر مشروط بیشتری را به شریک زندگیشان ابراز نموده و پذیرای عشق او باشند.

دلبستگی ایمن به زوج ها کمک می دهد تا آنگونه که گاتمن می گوید توان مهرورزی بالایی داشته و قادر به درک هیجانات همسر و همدلی با او باشند. دلبستگی ایمن باعث اطمینان همسران نسبت به عشق یکدیگر می شود. حساس بودن به نیازهای شریک زندگی و تلاش خالصانه برای برآورده ساختن آنها ریشه در دلبستگی ایمن زوج ها دارد.

به میزانی که یک فرد از موهبت دلبستگی ایمن برخوردار باشد، به همان میزان می تواند به ساختن رابطه عاشقانه ای با همسرش امیدوار باشد و برای آن تلاش نماید. همچنین این ویژگی به او کمک می نماید تلاشهای همسرش را برای بهبود و غنی نموده رابطه ببیند و مورد قدر شناسی قرار دهد. این رفتارها همان ویژگی هایی است که هندریکس برای زوج های موفق بر می شمارد.

گاتمن معتقد است نیاز به عشق و تعلق مانند چهار نیاز اساسی دیگر در ژنهای فرد نهفته اند اما به نظر می رسد شیوه برآورده کردن این نیاز ژنتیکی به نوع دلبستگی فرد وابسته است. افرادی که دلبستگی ایمنی را تجربه می کنند به شیوه سالمی می توانند به نیاز عشق و تعلق خود پاسخ داده و تقدیم کننده و دریافت کننده فعال عشق باشند.

  1.  هوش هیجانی بالا:  سوزان جانسون رابطه زوجی را به رقصی هماهنگ تشبیه می کند. برای هماهنگی در این رقص دو نفره نیاز است زوج ها ریتم هیجانات خود و شریک زندگیشان را بشناسند و بتوانند از این ریتم موسیقی موزون خلق کنند. برای دستیابی به این مهم نیاز است آنان از هوش هیجانی مناسبی برخوردار باشند. سوزان جانسون به چرخه های شیطانی در رابطه همسران اشاره می کند که بدنبال عدم ارضای یک نیاز دلبستگی و تجربه هیجان اولیه ناخوشایند درون فرد آغاز شده و برون ریزی هیجانی ثانوی در ارتباط چرخه را به گردش در می آورد. هوش هیجانی بالا کمک می دهد فرد هیجان اولیه خود را شناسایی نموده و در ابراز گری نیاز ناکام خویش فعالانه عمل کند.این امر چرخه منفی یا شیطانی را شکسته و مانع از تجربه تنش های ارتباطی پرفشار و آسیب زننده می شود.

در صورتی که یکی یا هر دو همسران هوش هیجانی پایینی داشته باشند، همسری که نیاز دلبستگی اش ناکام مانده، به نیاز ناکام خود و هیجان اولیه خویش آگاه نبوده و هیجان ناخوشایند ثانویه اش را بدون آنکه آن را مدیریت کند، ابراز می نماید این امر باعث می شود شریک زندگیش به سمت تجربه هیجانات ناخوشایند برود. در صورتی که او نیز از هوش هیجانی بالایی برخورددار نباشد متقابلا دست به حمله زده و شرایط را پیچیده و یا بحرانی می نماید. هر چقدر همسران از هوش هیجانی بالاتری برخوردار باشند، بهتر می توانند این چرخه های شیطانی را در رابطه شناسایی کرده و از گیر افتادن در آن پرهیز نمایند.

شناخت هیجانات و توان ابراز آنها به زوج ها کمک می دهد گفتگوهای موثری را تجربه نمایند.گاتمن به مفهومی تحت عنوان « مکانیزم برانگیختگی فیزیولوژی فراگیر» اشاره می کند. او این مکانیزم را هشدار عمومی بدن می داند که در زمان استرس و ترس فعال شده و باعث آغاز واکنشهای جنگ و گریز می گردد. شناخت هیجانات و توان مدیریت آنها به همسران کمک می دهد از هشدار این مکانیزم بهره مند شده و بتوانند از گیر افتادن در آن جلوگیری نمایند. همچنین هوش هیجانی بالا به زوج ها کمک می دهد بتوانند در ابراز هیجانات مثبت شان موفق عمل کنند.

از سوی دیگر بهره مندی از هوش هیجانی بالا به زوج ها کمک می دهد در ارتباطشان به میزان کمتری از عادات مخرب رفتاری که گاتمن تحت عنوان چهار اسب سوار مکاشفه از آنها یاد می کند استفاده نمایند.

  1. استقلال روانی: توان تصمیم گیری مستقلانه یکی دیگر از ویژگی هایی است که برای تجربه ازدواج موفق مورد نیاز است. به میزانی که زوج ها از استقلال سالم روانی برخوردار هستند می توانند به شیوه سالمی با مقوله قدرت در رابطه زوجی مواجه شوند. فردی که استقلال روانی سالمی را تجربه نمی کند ممکن است برای ارضای نیاز به قدرت خویش در پی کنترل همسرش برآید. گلاسر تشریح می کند که نیاز به قدرت بالا می تواند به توافق رسیدن میان همسران را دچار چالش نماید. همسری که از استقلال روانی سالمی برخوردار نیست در جنگ قدرت، یکی از نقش های کنترل کننده یا کنترل شونده را به عهده می گیرد. آنکه از استقلال روانی کمی برخوردار است، نقش کنترل شونده را بر می گزیند. این همسر در زندگی مجردی خود نیز احتمالا توسط والدین یا دوستانش کنترل می شده است. همسری که از استقلال ناسالم روانی برخوردار است، در پی کنترل کردن بر می آید. این فرد ممکن است در دوره مجردی نیز از توافق در کارهای گروهی عاجز بوده باشد.

فردی که از استقلال روانی برخودار است می تواند به همسرش آزادی آن را بدهد تا خودش باشد. این امر از دیدگاه گلاسر به موفقیت در ازدواج منجر می گردد.

استقلال روانی به فرد کمک می دهد در تفویض قدرت به همسرش متعادل رفتار نماید. زوج هایی که در مقوله قدرت با چالش جدی مواجه هستند عموما به دنبال سهم بیشتری از قدرت می باشند.

  1. سرزندگی و نشاط درونی: گلاسر نیاز به تفریح را یکی از نیازهای اساسی روان بشر معرفی می کند. وی معتقد است بالا بودن این نیاز در فرد به موفقیت در ازدواج می انجامد چرا که باعث روحیه ای شاد و سرزنده در او می گردد.  

شادابی و نشاط هیجانات مثبتی هستند که به همسران برای حل و فصل چالشهای ناگزیر زندگی زناشویی کمک می دهند. این هیجانات مثبت باعث همکاری زوج ها با هم شده و تشدید می یابند. تکنیک «انجام کارهای کوچک» که گاتمن به زوج ها آموزش می دهد زمانی می تواند به آنها کمک نماید که سرزندگی و نشاط درونی بیشتری را تجربه نمایند.

  1. خویشتن داری و بازداری سالم تکانه ها: ازدواج تجربه ای است که تفاوت زیادی با سبک زندگی مجردی دارد. وقتی فرد پا به این مرحله از زندگی می گذارد نیاز دارد بتواند تمایلات و تکانه هایی که برای او لذت آنی می آفرینند، مدیریت کند. بعنوان مثال کنترل کردن تمایل تماشای مسابقه فوتبال، خویشتن داری و گذشتن از این تمایل به نفع نیاز رابطه و گفتگوی همدلانه با همسر که روز سختی را گذرانده است، نیاز به تمرین های جدی خویشتن داری در زمان مجردی دارد.

این ویژگی علاوه بر آنکه به مدیریت هیجانات و عدم انجام رفتارهای مخرب هیجانی کمک می کند، به مدد همسران آمده و در انعطاف پذیری آنها نیز موثر است. به نظر می رسد خصیصه هایی مانند توافق، انعطاف پذیری، نظم درونی، تلاش برای موفقیت که در شاخص C تست نئو سنجیده شده و حد متعادل آن به ازدواج موفق کمک می کنند، ناشی از خویشتن داری و بازداری سالم تکانه ها باشند.پ

نویسنده متن: فائقه رزاقی 

مسئول دپارتمان آموزش کلینیک تخصصی زوج و خانواده پویش