blog image

رابطه زوجی

کلمات کلیدی :

هفته گذشته در مورد گذرگاه هایی که شما را به مقصد شنونده خوب بودن و تجربه گفتگوی عاشقانه با همسرتان می رساند مطالبی را مطرح کردیم در ادامه به بیان دیگر گذرگاههای این مسیر می پردازیم:

گذرگاه چهارم: به جای گیر افتادن در منطق، احساس همسرتان را بشنوید:

رابطه زوجی بیش از هر چیز نیاز به انعطاف و پذیرش همسران دارد. پذیرش آنکه هر فردی ممکن است دقایقی از روز را غیر منطقی فکر و یا عمل نماید و همسر من از این قاعده مستثنی نیست، می تواند از بسیاری از تنش های زوجی پیشگیری نماید. زمانی به هیجانات خود مسلط هستید، حین گفتگو چهره خود را از اسارت هیجانات پرفشار قدیم رها کرده و بدون پیشداوری و قضاوت به حرفهای همسرتان گوش می کنید گفتگو به خوبی پیش می رود. آنچه در چهارمین گذرگاه می توانید در کوله بارتان بگذارید، تمرکز بر احساس همسرتان است. این امر باعث می شود در این مسیر درست بمانید و با چالشهای نابجای منطقی از فرآیند گفتگوی صمیمی خارج نشوید. عقل و منطق در زندگی نقش بسیار حیاتی دارند اما اگر به جا و به موقع استفاده نشوند می توانند آسیب زا نیز باشند. مانند آب که برای بقا ضروری است اما اگر به جای غذا استفاده شود می تواند برای سلامتی مضر باشد.

زمانی که همسرتان از موضوع هیجانی برای شما می گوید، گیر افتادن در چالشهای منطقی، بحث های ارزشی یا نصیحت های عقلانی می تواند گفتگوی شما را به یک بحث جدی تبدیل کند همچنین باعث شود پس از آن، همسرتان تمایل نداشته باشد مسائلی که برای او بار هیجانی دارد را با شما در میان گذارد.

صمیمت یعنی نزدیک شدن به دنیای درونی دیگری. وقتی می خواهیم رابطه صمیمانه ای را با همسرمان تجربه کنیم باید مهیای نزدیک شدن به دنیایی که او تجربه می کند باشیم. وقتی او هیجان زده است، نیاز به آرامش و تسکین دارد. ارزیابی عقلانی آنچه بر او گذشته و نصیحت کردن یا راه کار دادن به او، حتی اگر شما با حسن نیت کامل اقدام به این کار کنید، می تواند همسرتان را آزرده خاطر نماید.

در این جا تفاوت جدی میان مردها و زنها وجود دارد که ناشی از تفاوت در زیر ساختهای مغزیشان است. مغز مردانه در طول تکامل چندین هزار ساله خود برای پیدا کردن راه حل، شکار بهتر یا غار امن تر طراحی شده است. بر عکس مغز زنانه برای مراقبت از فرزندان و خانواده طراحی شده تا احساسات افراد را از چهره آنها بخواند و بتواند به دیگران آرامش بدهد. این تفاوت جنسیتی به صورت پایه وجود دارد اما نیاز است در زندگی زناشویی زن و مرد هر دو متعهدانه برای نزدیک شدن به دنیای یکدیگر تلاش نمایند. مردها نیز اگر به خاطر عصبانیت ناشی از ترافیک، سرزنش شوند، دلخور و ناراحت خواهند شد. همانطور که اگر زن ها بخاطر گریه کردن برای سرنوشت قهرمان یک فیلم مورد قضاوت قرار گیرند رنجیده خاطر می شوند. عصبانیت در ترافیک منطقا باعث باز شدن مسیر نمی شود همانطور که تاثر به حال قهرمان داستان سرنوشت او را عوض نمی کند اما آنچه همسران از هم انتظار دارند، دیده شدن، پذیرفته شدن و درک شدن است.

گذرگاه پنجم: اعتیادتان را ترک کنید! اعتیاد به پریدن وسط حرف دیگر

 یکی از موانع گفتگوی صمیمانه میان زوجها قطع کردن حرف یکدیگر است. زمانی که یکی از همسران با هیجان مشغول تعریف کردن موضوعی است، اما حرفش از جانب همسر قطع می شود، احساس دیده و شنیده نشدن را تجربه می کند. ممکن است نظمی که در صحبت هایش بود را از دست بدهد و یا نتواند ادامه مطلبش را به یاد بیاورد.

عادت به قطع صحبت دیگران می تواند ناشی از آن باشد که اولین گذرگاه را به خوبی طی نکرده اید، یعنی همچنان در دست هیجان زدگی اسیر هستید. مدیریت هیجان می تواند کمک بزرگی بدهد تا رفتار هیجانی انجام نشود. در ابتدا سکوت کردن و گوش سپردن به حرف همسر، در حالیکه هیجانی از درون شما را به صحبت کردن وادار می کند، کار راحتی نیست. اما تمرین کردن کمک می دهد بتوانید با آرامش و بدون قطع کردن صحبت همسر گفتگو را ادامه دهید. برخی از افراد معتقدند اگر همان زمانی که حرفی به ذهنشان می رسد آن را نگویند، آن را فراموش خواهند کرد. بر این اساس به خود مجوز می دهند که حرف دیگران را قطع نمایند.  تکرار این رفتار باعث ایجاد عادت « وسط حرف دیگران پریدن» می شود و قطعا به بهبود حافظه کمکی نخواهد کرد. داشتن یک قلم و کاغذ به خصوص در گفتگوهای جدی میان همسران می تواند به افرادی که حافظه ضعیفی دارند کمک کند تا بدون قطع حرف همسرشان موضوع مهمی که به یاد آورده بودند را در زمان مناسب بگویند.

قطع صحبت یکدیگر مانع از آن می شود تا یک گفتگو به سرانجام برسد. این موضوع در گفتگوهای جدی همسران بسیار مشهود است. یکی از همسران موضوعی را مطرح می کند دیگری صحبتش را قطع می کند و موضوع دیگری می گوید و دوباره نفر اول صحبت او را قطع می کند و ..... . پایان این گفتگوها که به از این شاخه به آن شاخه پریدن شباهت دارد،  هیچ نتیجه ای دستگیر همسران نمی شود. البته شاید گاهی هیجان خشم و دلخوری، تجربه سردرد و از دست رفتن زمان تنها دست آوردهای این نوع گفتگوها باشند.

گذرگاه ششم: دامنه لغات همدلی تان را افزایش دهید

متاسفانه بسیاری از افراد کلمات مناسبی برای ابراز همدلی و حتی همدردی ندارند از این رو از کلمات نامناسبی استفاده می کنند که احساس فرد مقابل را خدشه دار می سازد. گاهی در سکوت گوش دادن به دیگری بهترین راه همدلی کردن با اوست.

زمانی که یکی از همسران موضوعی را که برای او بار هیجانی زیادی داشته، عنوان می کند نیاز دارد همسرش به او کمک کند تا بتواند هیجانش را تجربه کرده و از آن گذر کند. بنابراین لازم دارد کلماتی بشنود که به او بگویند هیجانی که تجربه می کند معتبر است چون تجربه اوست. هیچکس جای او نیست و نمی تواند تجربه یا هیجانش را قضاوت کند. می توانید از تجارب مشابهی که دارید برای همسرنان بگویید اما لازم نیست در بیان آنها عجله کنید. گفتگوی صمیمانه زمین مسابقه دو نیست که لازم باشد از یکدیگر سبقت بگیرید. زمانی که همسرتان با شما درد دل می کند، اگر تجربه ای مشابه او داشته اید و درکش می کنید می توانید با گرفتن دست و نوازش کردنش به او بگویید درک می کنید که چه حسی را تجربه می کند. احساسی را که در چهره و صدایش می بینید را بازگو کنید. مراقبت باشید این بازگو کردن را با احتیاط انجام دهید. ممکن است در درک احساس همسرتان اشتباه کنید. برداشت تان را به عنوان امری قطعی در نظر نگیرید. شفقت و مهربانی شما را بر می انگیزد تا به همسرتان کمک دهید از حال ناخوشایندی که تجربه می کند بیرون بیاید اما بسیار مهم است که شتابزده عمل نکنید.

گفتن جملاتی مثل« خودت را اذیت نکن»، « یه دوش بگیر تا حالت جا بیاید»، « برو دست و صورت ات را بشور و دیگه گریه نکن»، « اصلا به این موضوع فکر نکن» و هزاران جمله دیگری که می توانندکاملا باحسن نیت گفته شده باشند، می تواند باعث شود مخاطب شما از بیان احساسش به شما پشیمان شود. چرا که به نظرش می رسد شما به اندازه کافی صبوری ماندن در کنار احساسات او را ندارید. در عوض بیان جملاتی مانند « به نظر می رسد روز سختی داشتی»، « می فهمم چقدر در این شرایط اذیت شده ای» ، « می بینم این شرایط چقدر برایت پرفشار بوده است» می تواند به مخاطب تان کمک دهد تا احساس دیده و شنیده شدن را تجربه کند.

اگر گذرگاه یک را به خوبی طی نکرده باشید و هیجان زدگی همچنان با شما همراه باشد، ممکن است پس از شنیدن درد دل های همسرتان واکنشهای شدیدی نشان دهید که مانع از گفتگوی صمیمانه بین شما و همسرتان گردد. این واکنشها می توانند باز هم با حسن نیت انجام شوند اما متاسفانه اثر معکوسی بر رابطه شما خواهند گذارد. زمانی که همسرتان از مشکلی با شما صحبت می کند و شما پس از شنیدن آن موضوع پریشان احوال می شوید، پیامی که در این پریشانی به همسرتان منتقل می کنید این است که من تحمل شنیدن این موضوعات را ندارم. بدیهی است که ممکن است همسرتان درد دل ها و چالش هایش را با شما در میان نگذارد. زمانی که همسران از درد دل ها و مشکلاتشان با هم گفتگو نمی کنند، به مرور از یکدیگر فاصله می گیرند. چرا که به تمامی در رابطه حضور ندارند تنها بخشی از وجودشان را به رابطه می آورند که پذیرفتنی و بدون مشکل و درد است.

 اگر مایلید سنگ صبور همسرتان باشید لازم است گذرگاه یک را بار دیگر طی کنید و برای مدیریت هیجانات تان تمرین های جدی داشته باشید. کتابهای مختلفی در این زمینه وجود دارند که میتوانند به شما کمک بدهند. در صورتی که تسلط هیجانات بر شما بسیار زیاد است و خود را فردی حساس می دانید می توانید از یک مشاور مجرب و متخصص برای مدیریت هیجانات تان کمک بگیرید

 

گذرگاه هفتم: برای درک بهتر همسرتان از او سئوال بپرسید

در گفتگوی صمیمانه تلاش برای درک بهتر یکدیگر می تواند گفتگو را خوشایندتر نماید. زمانی که باهمسرتان مشغول گفتگو هستید می توانید با علاقه مندی سئوالاتی را از او بپرسید که نشان دهد شما به حرفهایش علاقمند هستید و مایلید بیشتر بشنوید. به خاطر داشته باشید پرسیدن سئوالات را با آرامش انجام دهید تا همسرتان احساس مورد بازجویی قرار گرفتن را تجربه نکند. در واقع سئوالاتی را از او بپرسید تا او به گفتگوی بیشتر ترغیب شود نه آنکه احساس ناامنی کرده و از ادامه گفتگو منصرف شود. علاقمندی به شنیدن را میتوانید در چهره خود نیز به نمایش بگذارید یا از کلمات کوتاهی مانند: « خوب، بعد...»، «اهوم....» که با تن و لحن حاکی از علاقه بیان می شود استفاده کنید.

ضرب المثلی هست که می گوید:« مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد» مستمع خوب بودن را تمرین کنید. ممکن است موضوعی که همسرتان مطرح می کند برای شما جذاب و خوشایند نباشد. اما توجه داشته باشید برای او موضوع مهمی است و شما می خواهید با او رابطه صمیمانه ای داشته باشید. پس نیاز است نشان بدهید که به علائق او توجه دارید و به آنها اهمیت می دهید. بدیهی است صحبت کردن در مورد موضوعاتی که در حوزه علاقمندی هر دو شماست، بسیار روان تر خواهد بود. با کنجکاوی و روحیه اکتشافی به موضوعاتی که برای همسرتان جالب است اما شما علاقه خاصی به آنها نداشته اید، گوش بدهید. ممکن است نظرتان نسبت به آن موضوعات عوض شود! اگر این اتفاق نیفتد حداقل یک گام به سمت دنیای درونی همسرتان برداشته اید و به موضوعی که علاقه مند هستید نزدیک تر شده اید. پس چیزی را از دست نخواهید داد.

گذرگاه هشتم: از صمیمیت نترسید

تجربه رابطه ای صمیمانه با همسر، با تمام خوشایندی هایش می تواند برای بعضی از افراد نگران کننده هم باشد. درست مثل شریک شدن در استفاده از یک میز کار یا تخت خواب.

صمیمیت به خودی خود، چالشهایی به همراه دارد. گذر از زندگی مجردی که در آن تنها ساکن دنیای درون تان بودید به زندگی متاهلی که در آن بخشی از دنیای درون تان را به دیگری به اشتراک می گذارید می تواند با نگرانی هایی همراه باشد. این نگرانی ها کاملا طبیعی است. مرور زمان و تلاش برای گذر سالم از این چالشها کمک می دهد به مرور نگرانی کمتری نسبت به این موضوع داشته باشید.

اما برخی از افراد این نگرانی را به صورت جدی تری تجربه می کنند. از این که همسرشان به آنها نزدیک شود، از دنیای درونی آنها بداند و با احساساتشان آشنا شود واهمه دارند. عده ای نگران این موضوع هستند که اگر همسرشان از درونیات آنها مطلع شود، ممکن است زمانی بر علیه آنها از این اطلاعات استفاده کند. متاسفانه این رفتار میان برخی از همسران وجود دارد. سرزنش یکدیگر بر اساس آنچه از هم می دانند می تواند اجاق صمیمیت را خاموش نماید. اما برای برخی از افراد، این نگرانی بدون هیچ رفتار نگران کننده ای از سمت همسر وجود دارد. آنها تجربه سرزنش شدن یا تحقیر شدن از سوی همسر، بعلت آنچه از آنها میداند را تجربه نکرده اند اما باز هم از اینکه همسرشان را در دنیای درونشان شریک کنند، واهمه دارند.

 برخی دیگر بر این باورند که اگر  همسرشان به دنیای درونی آنها راه یابد، آنها را طرد یا ترک خواهد کرد. این نگرانی ها باعث می شوند که همسران صمیمیت واقعی را تجربه نکنند.

برای رهایی از نگرانی هایی از این دست که می توانند نفس گیر و فرساینده باشند، گاهی لازم است از یک مشاور و درمانگر  متخصص کمک گرفته شود. حمل این نگرانی ها به مرور می تواند رابطه زوجی را به سردی بکشاند و یا متاسفانه باعث از هم پاشیدن رابطه گردد.

نویسنده: فائقه رزاقی

مسئول دپارتمان آموزش کلینیک تخصصی زوج و خانواده پویش