blog image

پیش از ازدواج

کلمات کلیدی :

چه عواملی باعث می شود در انتخاب شریک زندگی اشتباه کنید؟

 همه ما به فردی احتیاج داریم تا در کنار او بتوانیم زندگی خوشایند تری را برای خود بسازیم. صمیمیت و روابط نزدیک همواره با چالش هایی همراه هستند. بنابراین یافتن کسی که بتوان کنار او احساس مثبت نسبتا مداومی را تجربه کرد، کار ساده ای نیست. از سوی دیگر انتخاب همسر مهمترین انتخاب زندگی به شمار می رود. اشتباه در این انتخاب در مقایسه با انتخابهای مهم دیگر مانند انتخاب رشته تحصیلی و شغل، هزینه بیشتری را می طلبد. در انتخاب اشتباه برای همسرگزینی، زخم های عاطفی ایجاد می شوند که حتی پس از گذراندن دوره سوگ آنها، جای آن زخم ها بر روان ما باقی می ماند.

پس از یکبار اشتباه در این فرآیند، ممکن است « توان اعتماد کردن» فرد آسیب جدی ببیند. این موضوع فقط منحصر به « توان اعتماد کردن» به دیگری نیست، پس از یک بار انتخاب اشتباه در همسر گزینی این امکان وجود دارد فرد اعتماد به خودش و انتخابش را نیز از دست بدهد. این موضوع آسیب جدی تری را ایجاد می نماید.

با این همه برای برخی افراد انتخاب شریک زندگی که بتوانند کنار او زندگی را با تمام تلخی و شیرینش جلو ببرند کار بسیار دشواری می نماید. این افراد در کارنامه زندگی خود انتخاب های متعددی داشته اند اما هر بار گرچه در ابتدا، رابطه، بسیار خوشایند و حتی رویایی شروع شده است، اما طولی نکشیده است که رابطه روزهای طلایی خود را پشت سرگذاشته و رو به سردی و در نهایت وخامت گذارده است. افرادی که دچار اشتباه مکرر در انتخاب همسر می شوند، ممکن است موفقیت های زیادی را در زمینه های تحصیلی، شغلی و یا مالی تجربه کرده باشند. موفقیت هایی که در زندگی کسب می کنند به آنها این پیام را می دهد که انسانهای توانمندی هستند پس نباید در انتخاب شریک زندگی دچار اشتباه شوند اما متاسفانه می شوند!

براستی چه عواملی باعث می شود افراد نامناسب سر راه زندگی تان قرار بگیرند و انتخاب های اشتباهی انجام دهید؟

اولین اشتباه : ساده گرفتن ازدواج و فرآیند انتخاب همسر

در جوامع سنتی و در چندین دهه قبل، میزان آمادگی دختر برای ورود به زندگی زوجی را میزان تسلط او به مهارتهای خانه داری، بلوغ جنسی و جسمی تعیین می کرد. داشتن شغل و تسلط به حرفه یا صنعتی خاص، در کنار بلوغ جنسی و جسمی شاخصه ای بود که با آن میزان آمادگی مرد برای ورود به زندگی زناشویی سنجیده می شد. سنتی بودن جوامع در کنار سختی سفر کردن ، باعث محدودیت سفر از شهری به شهر دیگر بود. از این رو ازدواج های بین فرهنگی فراوانی کمی داشت و حتی در یک شهر، بیشتر ازدواج ها درون خانواده گسترده تر و یا نهایتا میان خانواده های هم محله ای انجام می شد. مطالبات زن و مرد از یکدیگر تعریف شده و ثابت بود. میزان آزادی زن محدودتر و وظیفه نان آوری به صورت مشخص به عهده مرد گذاشته می شد. فرهنگ معاشرت زن و مرد، شیوه همسرداری و والدگری از طریق یادگیری مشاهده ای آموخته و سینه به سینه منتقل می شد. به این ترتیب درون یک خانواده گسترده تر، تفاوتها بسیار کم و شباهتها زیاد بود.

بر این اساس شاید باور ساده بودن انتخاب همسر پیشینه ای فرهنگی و تاریخی داشته باشد. اما واقعیت این است که امروزه جامعه یکدستی سابق را ندارد، تفاوتها درمیان اعضای یک خانواده کوچک بسیار زیاد شده است. آنچه به یک فرد احساس رضایت از زندگی می دهد، برای دیگری خوشایند یا رضایتبخش نیست. اهداف، ارزشها و چارچوب های فکری افراد بیش از گذشته تفاوت پیدا کرده اند. مطالبات دختران و پسران امروز از زندگی با مطالبات نسل قبل در برخی موارد غیر قابل مقایسه است.

به این ترتیب در زمان حاضر، ازدواج به سادگی چندین دهه قبل نیست. با توجه به تفاوت در سیر رشد شخصیتی که بین افراد در این زمان و چندین دهه قبل وجود دارد، لزوم به شناخت عمیق ضروری می گردد. این شناخت منحصر به « شناخت کاندید ازدواج» نیست، بلکه لازم است شناخت از خود آغاز شود. خود شناسی، شناخت ماهیت ازدواج در عصر حاضر دو گامی هستند که بر شناخت کاندید ازدواج تقدم دارند.

ساده انگاری انتخاب همسر در پیچیدگی های کنونی عصر حاضر، می تواند اولین گام اشتباهی باشد که به انتخاب نامناسب در همسر گزینی منجر می شود. این اشتباه بزرگ می تواند اشتباه دیگری را به همراه داشته باشد: ازدواج بدون آمادگی.

از جمله مواردی که تعیین کننده آمادگی برای ازدواج می باشند خودشناسی و شناخت ماهیت ازدواج است. زمانی که فرد شناخت دقیقی از ویژگی های خود، ارزشها و اهدافش ندارد نمی تواند شریک زندگی مناسبی برای خود انتخاب نماید. درست مانند وقتی بدرستی اندازه پای خود را ندانیم نمی توانیم کفش درستی برای خود انتخاب کنیم. شناخت احساسات و توان مدیریت آنها موضوع دیگری است که تعیین کننده آمادگی برای ازدواج است. فردی که احساساتش را نمی شناسد و شیوه صحیح مدیریت آنها را نیاموخته و تمرین نکرده است، در چالشهای ناگزیر یک رابطه صمیمانه، واکنشهایی کاملا هیجانی بروز می دهد. این واکنش ها می توانند رابطه را ابتدا به سردی کشانده و در نهایت منجر به ازهم پاشیدگی رابطه شود.

ماهیت ازدواج مسئله مهم دیگری است که لازم است کاندیدهای ازدواج شناخت درستی از آن داشته باشند. هنر و ادبیات چهره ای شاعرانه و رمانتیک از رابطه زوجی ایجاد می کنند. گرچه این چهره نمایی از یک ازدواج موفق است اما نمایش کاملی از ماهیت ازدواج نیست. در ازدواج موفق نیز چالش هایی وجود دارد که مربوط به ذات روابط صمیمانه و نزدیک است. فردی که مایل است زندگی مشترک را تجربه کند، لازم است این چالش ها رابشناسد و شیوه سالم گذر از این چالش ها را بداند.

شناخت کاندید ازدواج، زمانی می تواند به انتخاب موفق منجر شود که بدنبال شناخت خود و شناخت ماهیت ازدواج انجام شود.

اشتباه دوم: ازدواج را راه حل مشکلات زندگی مجردی تلقی کردن

 طی پانزده سالی که به ارائه خدمات مشاوره ای در حوزه ازدواج و مسائل ارتباطی مشغول هستم، بارها شاهد از هم پاشیدن زندگی های مشترکی بوده ام که یکی از همسران یا هر دو برای فرار از دشواری های زندگی مجردی اقدام به ازدواج نموده اند.

رابطه صمیمانه میان دو جنس مکمل، خوشایندی هایی دارد که ممکن است برای افراد وسوسه کننده به نظر برسد. گرما و صمیمت رابطه زوجی سالم در ازدواج موفق برای کسانی که در زمان مجردی روابط سردی را درخانواده تجربه می کنند، مانند نشستن به دور آتشی شعله ور در سرمای زمستان، بسیار دلچسب و لذتبخش است.

کسانی که دوره طولانی را با روابطی سرد و نادلچسب سر کرده اند، به گمان آن که زندگی متاهلی، دوست داشتن دیگری و دوست داشته شدن از سوی او، راه حل مشکلات آنهاست اقدام به ازدواج می کنند. اما طولی نمی کشد که در می یابند ازدواج، «راه حل» نیست، فرآیندی است حاوی مسائل بسیار که برای حل هر کدام از آنها باید آمادگی و مهارت داشت.

اشتباه سوم: انتخاب بر اساس هیجان یک رابطه

سومین اشتباهی که میتواند منجر به انتخاب نامناسب شود، هیجان زدگی است. هیجان زدگی برای افرادی که از چالش های حل نشده زندگی مجردی به ازدواج پناه می آورند، بسیار بیشتر است. بودن در کنار دیگری، مورد توجه او واقع شدن و تلاش برای دلخواه به نظر رسیدن، هیجان زیادی به همراه دارد. افرادی که شناخت درستی از خود و احساساتشان ندارند و شیوه مدیریت هیجاناتشان را نمی دانند در دام این اشتباه می افتد. هیجان زدگی ناشی از آشنایی باعث ایجاد عارضه ای به نام « دید تونلی» می شود. در این حالت فرد تنها آن چیزهایی را در کاندید ازدواجش می بیند که می خواهد ببیند. هر نوع شواهدی که نشان دهنده نامناسب بودن این انتخاب باشد، در التهاب این هیجان زدگی از میان می رود. به این ترتیب فرد اقدام به انتخابی می کند که پس از فرو نشستن التهاب، به نامناسب بودنش واقف می گردد.

بسیاری از طلاقها مربوط به همسرانی هستند که قبل از ازدواج، دوران آشنایی یا دوستی پر التهابی را تجربه کرده اند. روابط عاشقانه ای که به نظر می رسید با ازدواج، زندگی دلخواهی را برای آنان رقم بزند. اما اگر خاطرات این همسران را با دقت بیشتری ورق بزنیم، به خاطرات، وقایع یا ماجراهایی بر می خوریم که از آنها بوی خطر به صورت واضح به مشام می رسیده است، اما آنها نخواسته اند این بو را استشمام کنند. شاید چون باعث می شده از رویای شیرین عاشقانه شان بیدار شوند. متاسفانه آنها عاقبت از این رویای شیرین بیدار می شوند اما این بار با زخم های عاطفی بیشتر و عمیق تر.

ادامه مطلب را در هفته های آینده دنبال کنید

نویسنده متن: فائقه رزاقی

مسئول دپارتمان آموزش کلینیک تخصصی زوج و خانواده پویش