blog image

سلامت روان

کلمات کلیدی :

بازیهای ذهن

قسمت دوم

 

توانایی تفکر، توانایی بسیار ارزشمندی است که در اختیار انسان قرار گرفته است. انسان ها با استفاده از این توانمندی به تجزیه و تحلیل امور، ارزیابی ها و حل مسائل زندگی می پردازند. توانایی تفکر به انسان توان ساخت ابزار برای رفاه بیشتر را داده است. تفکر ناشی از حالتی از فعالیت مغز است که به آن « حالت عمل» یا Doing mode گفته می شود. انسان با استفاده از این حالت مغز، به پیشرفتهایی نائل شده است.   

اما این توانایی و ویژگی انسانی مانند هر ویژگی دیگری نیاز به تعادل دارد و زمانی که از تعادل خارج می شود می تواند آسیب جدی ایجاد نماید. یکی دیگر از بازیهای ذهن ناشی از خارج شدن این توانمندی از حد تعادل است. بازی که می توان آن را طوفان افکار نامید.

طوفان افکار:

 کار ذهن تولید فکر است. ذهن را میتوان به کارخانه ای تشبیه کرد که محصولات تولیدی اش افکار هستند. اگر سیستم های نظارتی این کارخانه به هر دلیلی از کار بیفتند، تعادل میان محصول تولید شده و نیاز به تولید به هم می ریزد. کارخانه سالم فکر ( ذهن سالم)، زمانی دست به تولید می زند که اعلام نیازی اتفاق افتاده باشد. یعنی مسئله ای برای حل شدن نیاز به تفکر و راه کار داشته باشد. در شرایط سالم مسئله به صورت واضح تعریف می شود. با این تعریف گویی مغز برای تولید راه کار، اعلام نیازی دریافت می کند و بر اساس آن نیاز، فکر هایی را می سازد. حال اگر این تعادل به هم بخورد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ درست است فکرهایی تولید می شوند که کاربرد ندارند و نیازی به تولیدآنها نبوده است. این افکار تولید شده به تدریج به انبوهی از افکار تبدیل می شوند و خود، مسئله ای می شوند که نیاز به حل شدن دارند و باز فکر بیشتر و بیشتری تولید می شود.....

به این ترتیب با طوفانی از افکار مواجه هستیم که قدرت تخریبی بسیار بالایی دارند. یکی از دلایل به هم ریختن تعادل کارخانه تولید فکر یعنی همان ذهن، بازی ذهنی سفر در زمان است که در قسمت قبل به آن اشاره کردیم. بگذارید این بازی ذهن را با مثالی به صورت واضح تر توضیح دهیم:

سودابه دختر نوجوانی به نام شیرین دارد. فردا روز تولد شیرین است. سودابه از مدتها قبل به فکر تهیه کادویی بود که بتواند شیرین را خوشحال نماید. از مدتها قبل رفتار و گفتار شیرین را زیر نظر گرفته بود تا بداند به چه چیزی بیش از همه علاقمند است تا بتواند آن را برای تولد 16 سالگی شیرین تهیه کند. بالاخره موفق شد و متوجه شد دخترش جدیدا به  نقاشی علاقمند شده است. به همین دلیل وسایل مورد نیاز نقاشی اش را برای شیرین تهیه کرد و در بسته بندی بسیار زیبایی کادو گرفت. برای آنکه شیرین از تولد 16 سالگی خاطره به یاد ماندنی در ذهن داشته باشد با دوستان شیرین هماهنگ کرد تا همه راس ساعت خاصی در واتس اپ با او تماس تصویری بگیرند و به این شکل بنا به شرایط قرنطینه و کرونا، جشن تولدی مجازی برای دخترش برگزار کند.

سودابه در تخت خواب دراز کشیده و به فردا فکر می کند. او تمام مسائلی را که برای حل و فصل کردن نیاز به فکر داشت را حل کرده است. اما ذهنش بازی جدیدی را راه انداخته درست زمانی که سودابه بعد از یک روز پرکار و شلوغ نیاز به استراحت و خواب عمیق دارد! ذهن سودابه طوفانی از افکار به راه انداخته است. افکاری که هیچ کدام دلیلی برای تولید شدن ندارند. افکاری مانند این که « اگر شیرین از این کادو خوشش نیاید، چه؟» یا « اگر زمان برقراری تماس تصویری سرعت اینترنت پایین باشد و دوستان شیرین نتوانند به موقع و همه در گروه تولد اش حضور پیدا کنند، چه؟» اگر فردا شیرین برای خودش برنامه ای ریخته باشد و بخواهد از خانه بیرون برود، چه؟» و .....

همانطور که گفتیم یکی از دلایل ایجاد طوفان افکار، سفر ذهن در زمان است. سودابه در ساعت 11 شب و در تختخوابش حضور ندارد. او به فردا ساعت 5  عصر سفر می کند، همه احتمالات را به عنوان مسائل حتمی می بیند و می خواهد راه کارهایی برای مسائلی بیابد که هنوز اتفاق نیفتاده اند! بنابراین نیازی به تولید فکر برای حل و فصل آنها وجود ندارد. سودابه پیش از این در حد نیاز به جنبه های مختلف جشن تولد غافل گیرانه شیرین فکر کرده و برای آن برنامه ریزی کرده است. افکار تولید شده امشب هیچ کمکی به بهبود جشن تولد دخترش نمی کنند حتی می توانند او را بی خواب کرده و باعث شوند فردا با روحیه کسل از رختخواب برخواسته و با مغزی خسته روزش را شروع کند.

این تجربه برای شما آشنا نیست؟ به نظر می رسد همه ما شب ها، روزها و ساعاتی را مانند سودابه در شب تولدش گذرانده ایم. اما چه باید کرد، بگذارید ببینیم سودابه آن شب چه اقدامی انجام داد:

زمانی که سودابه متوجه هجوم افکارش شد ساعت از 2 بامداد گذشته بود. به نظرش رسید به این شکل نمی تواند بخوابد. در واقع آن حجم از فکر، خودش مسئله ای شده بود که نیاز به فکر کردن و راه حل پیدا کرده بود. از جایی که این افکار سودابه را نگران می کرد و ترس از بیخوابی را در او بیدار کرده بود، واکنش جنگیدن به صورت خودکار در مغزش فعال شد. سودابه تصمیم گرفت به افکارش فکر نکند. اما از جایی که شیوه مناسبی برای این راه کار نمی دانست فقط به خودش می گفت:« نه... نمی خواهم به این افکار فکر کنم... نه، دیگر بس است. من باید زودتر بخوابم»

همین راه کار باردیگر سودابه را نگران تر و عصبی تر می کرد و خوابیدنش را به تاخیر می انداخت. عدد نقش بسته بر ساعت رومیزی 3:30 بامداد را نشان می داد و سودابه عصبی تر از قبل در جای خود غلت می زد.

 

واقعیت این است که جنگیدن با افکار آنها را از میان نمی برد بلکه بر عکس آنها را قوی تر می کند. چرا که آن ها را بیش از پیش در مرکز توجه ما قرار می دهد. آنچه در این شرایط سودابه و همه ما نیاز داریم برداشتن توجه مان از افکار مزاحم و طوفان فکری است که به راه افتاده است. لازم است تغییر جهتی در توجه مان ایجاد کنیم. توجه را از افکارمان برداریم و بر چیز دیگری که همیشه و همه جا با ما هست متمرکز کنیم. از چه چیزی سخن می گویم؟ « تنفس»!

نفس کشیدن رفتاری است که از اولین لحظه حیات با ما به این دنیا آمده و تا آخرین لحظه بودن مان در این دنیا با ما همراه است. تمرکز به تنفس، ریتم نفس کشیدن، بالا و پایین رفتن قفسه سینه و شکم، جریان هوایی که با هر دم وارد ریه ها شده و با هر بازدم خارج می شود، بهترین گزینه برای تمرکز توجه است.

گزینه دیگی نیز وجود دارد. تمرکز بر حواس پنچگانه. تمرکز بر صداهایی که می شنویم، آنچه می بینیم، بوهایی که استشمام می کنیم. مزه ای که در دهان احساس می کنیم و سطحی که با پوستمام لمس اش می کنیم.

سودابه می توانست به محض مطلع شدن از طوفان افکارش، توجه خود را از آنها بردارد و به تنفسش متمرکز شود. با این کار او در بدنش، در تختخوابش و در زمانی که بود یعنی 11 شب حضور پیدا می کرد. با این تمرین سودابه می توانست به سفر نافرجام ذهنش به آینده پایان دهد و از تولید افکار مزاحم بیشتر و بیشتر جلوگیری نماید. زمانی که افکار مزاحم تولید نشوند، آرامش بیشتر می شود. از سویی طوفان به راه انداخته شده آرام می گیرد و سودابه می تواند در آرامش روز پرکارش را به اتمام برساند و به خواب برود.

تمرین حضور در لحظه حال، بهترین راه کار برای بازی های ذهنی است. این تمرین با بردن مغز به « حالت بودن» ( Being mode) تعادل را  به ذهن برمی گرداند.