blog image

سلامت روان

کلمات کلیدی :

تنظیم هیجان و مقابله

ادبیات اخیر در حوزه تنظیم هیجان ارتباط نزدیکی با ادبیات قدیم در زمینه مقابله دارد. مقابله از سوی لازاروس و فولکمن به عنوان تلاش شناختی و رفتاری برای مدیریت عوامل استرس زا تعریف می شود. این دو روانشناس دو راهبرد مقابله ای اصلی را معرفی می نمایند:

راهبرد مسئله مدار

راهبرد هیجان مدار

راهبردهای مقابله ای هیجان مدار شامل راهبردهای تنظیم هیجان است که از سوی گروس تعریف شده است. این مدل فرض می کند که هیجان ها می توانند در مراحل گوناگونی در فرآیند تولید هیجان، تنظیم شوند:

  • انتخاب موقعیت
  • اصلاح موقعیت
  • گسترش توجه
  • اصلاح ارزیابی شناختی
  • تعدیل پاسخ ها

 بسته به زمان مداخله در جریان هر یک از فرآیندهایی که هیجان را ایجاد می کنند، راهبردهای تنظیم هیجان را می توان به راهبردهای متمرکز بر عوامل پیشایند و متمرکز بر پاسخ تقسیم کرد.

راهبردهای تنظیم هیجان متمرکز بر عوامل پیشایند پیش از آن که پاسخ هیجانی به طور کامل فعال شود به کار برده می شوند. این راهبردها شامل تکنیک هایی از قبیل اصلاح موقعیت، گسترش توجه و ارزیابی مجدد شناختی موقعیت هستند. اصطلاح راهبردهای متمرکز بر عوامل پیشایند، ممکن است نام بی مسمایی باشد چرا که بیان می کند فرد راهبردهایی را قبل از اینکه هیجانی برانگیخته شود، به کار می گیرد. صحیح تر آن است که فرض کنیم برخی راهبردها در مرحله اولیه، برای کاهش شدت یا اصلاح کیفیت هیجانی به جای تجربه سریع هیجان مورد استفاده قرار می گیرند.

فرونشانی یک راهبرد تنظیم هیجان متمرکز بر پاسخ است که شامل تلاشهایی برای تغییر نحوه ابراز یا تجربه هیجان ها بعد از شروع تمایلات پاسخ است.

نتایج بررسی های تجربی تاکنون به طور همسانی نشان می دهند که راهبردهای متمرکز بر عوامل پیشایند نسبتا روش های موثرتری برای تنظیم هیجان در کوتاه مدت محسوب می شوند. در حالیکه راهبردهای متمرکز بر پاسخ تاثیر وارونه ای دارند.

 تنظیم هیجان می تواند شامل هر نوع راهبرد مقابله ای ( دردسر ساز یا انطباقی) باشد که فرد در هنگام رویارویی با شدتی ناخواسته از هیجان، از آن استفاده می کند. توجه به این نکته مهم است که تنظیم هیجان مانندترموستات عمل می کند بدین معنا که میتواند هیجان ها را متعادل ساخته و آن ها را در یک «گستره قابل اداره کردن» نگه دارد تا فرد بتواند با آن ها مقابله کند.

تنظیم هیجان مانند هر روش مقابله دیگر است یعنی به بافتار و موقعیت مربوطه بستگی دارد. بدین ترتیب نمی توان بدون در نظر گرفتن فرد مورد نظر، موقعیت مورد نظر در همان لحظه ارزیابی کرد که رفتار مقابله ای یا راهبرد تنظیم هیجان، انطباقی یا دردسر ساز بوده است.

منظور از راهبرد انطباقی به کارگیری آن دسته از راهبردهای مقابله ای است که سبب افزایش قدرت شناسایی، پردازش و پاسخهای مفیدی می شوند که عملکرد های سازنده تر را چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت تقویت می کنند. منظور از عملکردهای سازنده تر، اهداف و نیت های ارزشمندی است که فرد در ذهن خود دارد.

فولکمن و لازاروس هشت راهبرد را برای مقابله با هیجان شناسایی کرده اند:

مواجهه ای( مانند ابراز وجود)، فاصله گرفتن، خویشتن داری، طلب حمایت های اجتماعی، پذیرش مسئولیت، گریز – اجتناب، حل مسئله به صورت برنامه ریزی شده و ارزیابی مجدد مثبت.