blog image

رابطه زوجی

کلمات کلیدی :

ساختن رابطه ای عاشقانه با همسر

تجربه گپ و گفت های صمیمانه با همسر، یکی از مصادیق رابطه زوجی عاشقانه است. بسیاری از همسران این تجربه شیرین را در دوران عقد مزمزه کرده اند. اما پس از ازدواج، مواجهه با مسئولیت های زندگی زوجی، چالشهای متفاوت و ناگزیر تاهل، مسائل اقتصادی و از همه مهمتر ضعف همسران در مهارتهای گفت و گو باعث می شود شیرینی چنین تجربه ای محدود به همان دوران بماند.

همدلی و درک احساسات همسر مهارت هایی هستند که باعث افزایش صمیمیت در رابطه زوجی می شوند. اما ساختن رابطه ای عاشقانه به توان همسران برای گوش دادن به یکدیگر بر می گردد. یکی از نیازهای مهم در یک رابطه دیده و شنیده شدن است. این که همسران بتوانند شنونده خوبی برای حرفها، درد دل ها، ایده و آرزوهای یکدیگر باشند نقطه قوت بسیار مهمی است.

چگونه می توان شنونده خوبی بود؟

شنونده خوب و عاشق بودن ویژگی هایی هستند که هر کدام دیگری را تقویت می نمایند. وقتی عاشق همسرتان باشید با علاقه بیشتری به حرفهای او گوش می سپارید و هرچه قدر در این مهارت مسلط تر باشید عشق موجود در رابطه تان را تقویت نموده اید. برای رسیدن به مقصد شنونده خوب بودن نیاز است از گذرگاههای متعددی گذر کرد.

اولین گذرگاه: اسارت در هیجان، ممنوع!

 زمانی که یک اتفاق، یک باور یا یک ارزش برای شما هیجان زیادی را تولید کند و شما در مدیریت هیجانات تان به اندازه کافی مهارت نداشته باشید، هر اتفاقی که با باور، ارزش یا ایده شما همخوانی نداشته باشد میتواند هیجان منفی زیادی را در شما ایجاد کرده و باعث سوگیری های ذهنی در شما شود. به شکلی که رفتارها و گفته های همسرتان را بر اساس آن هیجان شنیده و یا ارزیابی می کنید.

بنابراین پیش نیاز عبور موفق از اولین گذرگاه، شناخت هیجانات خود و مسلط بودن به مدیریت هیجانات است. شناخت هیجان به معنای توان نامگذاری روی هیجانات مختلف، تفکیک و تمییز آنها از هم و آگاهی به شرایط جسمانی است که هر هیجان در شما ایجاد می کند. هر هیجان طیف گسترده ای دارد. به عنوان مثال هیجان خشم همیشه با یک شدت تجربه نمی شود. رنجش، دلخوری، عصبی شدن، عصبانیت، جوش آوردن و  خشونت می توانند درجات مختلف تجربه خشم باشند. تا زمانی که به هیجانات خود آگاه نباشید نمی توانید آنها را مدیریت کنید و تا زمانی که هیجاناتتان را مدیریت نکنید نمی توانید خلوت دلخواهی با همسرتان تجربه کنید، چرا که این هیجانات مانند بچه های ناسازگار و بد قلق دائما به این خلوت سرک می کشند و سر و صدا راه می اندازند.

زمانی که هیجانات خود را بشناسید درک بهتری از هیجانات همسرتان خواهید داشت و بهتر می توانید او را درک کنید. این درک کمک می دهد در زمان مواجهه با هیجان همسرتان کمتر او را قضاوت کرده و یا حتی نصیحت کنید. بعنوان مثال اگر هیجان دلسردی یا شکست را در خود شناخته باشید و روش مدیریت آن را در خود تمرین کرده باشید می دانید زمانی که این هیجانات به صورت شدید تجربه می شوند ، شنیدن نصیحت چقدر بی ثمر یا حتی آزارنده است. فردی که احساسات ناخوشایندی از این دست را با شدت بالا تجربه می کند،  نیاز به آرامش، همدلی و شنیده شدن دارد. نصیحت کردن به این معناست: «اینگونه که هستی، خوب نیستی باید به گونه ای دیگر باشی». این امر کاملا با پذیرش دیگری و همدلی با او در تضاد است.

گذرگاه دوم: خالی کردن ذهن از قضاوتها، پیشداوری ها

زمانی که ذهن فرد سرشار از قضاوت و پیش داوری در مورد همسرش باشد، نمی تواند به خوبی به آنچه او می گوید گوش بسپارد. قضاوتها و پیش داوری ها باعث جهت گیری توجه فرد به سمت آن چیزهایی می شود که با قضاوت وی همخوان هستند. گاهی این قضاوت و پیش داوری ها باعث می شود حرف های شریک زندگی را به گونه ای کاملا متفاوت از آنچه او می گوید، بشنوید. آنچه در مورد همسر در ذهن تان نقش بسته باعث می شود گفته های همسرتان را به صورت تکه هایی جدای از هم بشنوید. پیش داوری و قضاوتها باعث می شوند ناخودآگاه تنها قسمتهایی را بشنوید ( یا بیشتر در ذهن نگاه دارید) که بیشترین همخوانی را با قضاوتهای ذهنی تان دارند. حتی گاهی حرفهای همسر بر اساس ذهن خواهی ها و پیش داوریها، تحریف نیز می شوند. چرا چنین اتفاقی می افتد؟

چون وقتی یک هیجان افسار گسیخته، بدون مهار و مدیریت وجود فرد را در بر می گیرد، بدنبال آن است که برای خود یاوران جدیدی بیابد تا بیش از پیش خود را محق ماندن در وجود فرد بداند. تحریف حرفهای کسی که در رابطه ای نزدیک با او هستید، به نفع آن هیجان، شدت هیجان مذبور را بیشتر می کند. در واقع به ماندن آن در وجود  شما مشروعیت بیشتری می بخشد. به نظر می رسد وقتی در دام هیجانات ناخوشایند با شدت بالا گرفتار هستیم، به نوعی خودآزاری کشیده می شویم. از سویی از این هیجان، احساس ناخوشایندی داریم از سوی دیگر به نفع ماندگاری این هیجان اتفاقات پیرامون مان را تحریف می کنیم! راه کارهای زیادی برای  مدیریت هیجانات در این سایت و منابع علمی معتبر دیگر آمده است که می تواند به خوانندگان در این امر کمک نماید.

گذرگاه سوم: در زمان گفتگو به چشمان همسرتان نگاه کنید

می گویند چشم دروازه ورود به روح است. من این جمله را بسیار دوست می دارم. آیا می خواهید عمیقا با همسرتان رابطه برقرار کنید و اجازه بدهید در ازدحام پرفشار روزمرگی، روحتان با هم اتصال یابد؟ نمی توانید به این مقصد دست یابید مگر آنکه از گذر گاه سوم عبور کنید!

وقتی در زمان گفت و گو به چشمان همسرتان می نگرید؛ دو احساس خوب و خوشایند را همزمان به او هدیه می دهید: دیده و شنیده شدن! تجربه این دو احساس کمک می دهد آرامش عمیقی بر رابطه حاکم شود. زمانی که با همسرتان گفتگو می کنید اما همزمان به کار دیگری نیز مشغول هستید با او رابطه ای انسانی برقرار نکرده اید! حرفهای او را می شنوید همانگونه که اخبار رادیو را می شنوید. یعنی جایگاه او را در حد یک شئی سخن گو پایین آورده اید. شنیدن واقعی کلام همسرتان به دیدن او بستگی دارد چون حسی که در گفته های او وجود دارد به جز با دیدن چهره او اتفاق نمی افتد. راز رهایی از سوء تفاهمات در شنیدن و دیدن احساسی است که حین صحبت کردن در چهره فرد خودنمایی می کند. اگر همسران به احساسی که در پس کلام یکدیگر هست توجه کنند و به جای بحث های منطقی در مورد حرفهایی که بین شان رد و بدل می شود، به احساسات یکدیگر توجه کنند از بحث و جدل های بسیاری پیشگیری می شود.

جمله چه زمانی به خانه برمیگردی میتواند با هیجانی از دلتنگی، میل به با هم بودن، علاقه و نیاز به همراهی گفته شده باشد اما ندیدن چهره ای که این هیجانات بر آن نقش بسته می تواند باعث ایجاد سوء تفاهم شده و این فکر را در ذهن مخاطب ایجاد کند که همسرم مرا کنترل می کند.

ناگفته نماند این گذرگاه جاده ای دو طرفه است:

چهره تان را از اسارت هیجانات کهنه و قدیمی، رها کنید

بسیاری از افراد به ویژه اگر گذشته دشوار و پرچالشی داشته اند، اجازه می دهند هیجانات پرفشاری که در گذشته درونشان را تسخیر کرده اند؛ همچنان در چهره شان بمانند. گاهی هیجانی که در چهره فرد دیده می شود با آنچه درون او در جریان است، همخوان نیست. واضح ترین مثال اخم هایی است که بر پیشانی نقش بسته و لبهای رو به پایین است که چهره را ناراضی و ناخشنود به نمایش در می آورد. افراد زیادی وجود دارند که معتقدند برداشت همسرشان در مورد اینکه آنها اغلب ناراضی یا عصبانی هستند درست نیست. چون آنها واقعا از معاشرت با همسر و بودن با او احساس لذت و رضایت را تجربه میکنند. اما واقعیت آن است که هیجان نقش بسته بر چهره این افراد آدرسی است که هر روز به همسرشان داده می شود و می تواند او را به برداشتی اشتباه برساند. در واقع همسر، اشتباهی مرتکب نشده، آدرس اشتباه بر چهره فرد نقش بسته است. اگر این موضوع در مورد شما نیز صدق می کند پیشنهاد می کنم از امروز وقتی به این موضوع اختصاص دهید و سعی کنید هیجاناتی را که تجربه می کنید در چهره تان به نمایش بگذارید. خودتان را در زمانی که شادی و رضایت را تجربه می کنید در آینه ببینید. آدرس اشتباه را در چهره تان خواهید دید!

فائقه رزاقی

مسئول دپارتمان آموزش کلینیک تخصصی زوج و خانواده پویش

ادامه مطلب را در هفته های آینده دنبال کنید.