blog image

زوج درمانی

کلمات کلیدی :

چالش های صمیمیت در رابطه همسران

قسمت دوم

چالش دوم: من در مقابل ما

 صمیمیت چالش دیگری را نیز با خود به همراه دارد. لازمست تعادلی میان تمایل به پیش بردن اهداف اشتراکی زندگی با همسر و تمایل فرد برای دنبال کردن رویاها و علائق و دوستی های شخصی اش برقرار شود. روابط صمیمانه میان همسران، ایجاب می کنند که بخشی از فعالیت ها و علائق شخصی به نفع رابطه صمیمانه و رفاه حال همسر، کنار گذاشته شود.

این چالش از آن رو اتفاق می افتد که میان مطالبات خود و مطالبات رابطه گاه تعارضی در می گیرد: میان نیاز به خود بودن و خود مختاری و نیاز به با هم بودن و ما شدن.

روابط صمیمانه منبعی از هدف و معنا را برای فرد فراهم می کنند. عشق ذاتا برای افراد تجربه ای پرمعناست. بسیاری از افراد، اهداف شخصی خود را نیز با عشق به دیگری جلو می برند. رفاه حال همسر می تواند به تنها دلیل فرد برای زنده ماندن و تلاش کردن در زندگی تبدیل شود.

از سویی این خطر نیز وجود دارد که اتکای بیش از حد به یک رابطه برای تامین معنا و هدف، میتواند فشار زیادی به همسر وارد نماید. در سالم ترین رابطه ها ، همسران دارای اهداف مشترکی هستند اما برای ایجاد معنا در زندگی شان فقط به یکدیگر تکیه ندارند.

لذت دیگری که در صمیمت نهفته است آن است که هر فرد با تجربه صمیمیت و اعتباری که در نگاه همسرش دارد، حس بهتری نسبت به نقاط قوت خود پیدا کرده، اعتماد و عزت نفس بیشتری می یابد. زمانی که نقاط نظر فرد از سوی همسرش مورد تایید قرار می گیرد اعتماد بیشتری به درست بودن نظراتش خواهد داشت. با تایید شدن توسط همسر، فرد اعتبار بیشتری به شیوه ای می دهد که از طریق آن با دنیا در ارتباط است.

این بار نیز خطری در پس این لذت نهفته است و آن این که همسران بیش از اندازه به رابطه برای تجربه عزت نفس خود متکی باشند. در این حالت یکی یا هر دو همسران عزت نفس خود را از رابطه می گیرند و این موضوع می تواند برای سلامت و استقلال روانی شان خطرناک باشد.  

از سوی دیگر اگر یکی از همسران، فاقد مهارتهای صمیمیت باشد و سهوا به نحوی رفتار کند که طرد یا تحقیر کننده باشد، همسرش آسیب زیادی می بیند بویژه اگر شریک زندگی این فرد برای تجربه عزت نفس خود بیش از اندازه به رابطه متکی باشد.

تعاملات صمیمانه، خودآگاهی و شفاف سازی خویشتن را تقویت می کنند. این موضوع مزیت دیگری است که برای روابط صمیمانه مطرح می شود. زمانی که ما خود را برای دیگری می گشاییم و از خودمان برای او می گوییم، آگاهی بیشتری نسبت به خودمان می یابیم. زمانی که همسران تعاملات صمیمانه ای دارند و خودافشایی های صمیمانه ای انجام می دهند، بینش دقیقتری نسبت به خود بدست می آورند. همانگونه که اریکسون، راجرز و سالیوان مطرح می کنند اکتشاف خود با همراهی فردی صمیمی و پذیرنده، خودآگاهی را افزایش می دهد. در یک تعامل صمیمانه میان همسران، در حالی که آنها به هم نزدیک می شوند، به شکل متقاضی هر فرد نسبت به خود نیز آگاه تر می شود.

این خطر نیز وجود دارد که همسرانی که از خودآگاهی گریزان هستند، از صمیمیت نیز اجتناب کنند. از سوی دیگر همانقدر که صمیمیت می تواند به همسران نشان دهد که چقدر به هم شبیه یا نزدیک هستند، می تواند این نتیجه را بدنبال داشته باشد که در چه زمینه هایی با هم متفاوت یا از هم دورند. این امر برای همسرانی که تاب آوری کمی در مقابل تفاوت ها دارند، می تواند چالش جدی محسوب شده و باعث اجتناب از صمیمیت شود. 

 یکی دیگر از مزیت های صمیمیت، به اشتراک گذاردن رویاهاست. همسران می توانند رویاهایشان را به اشتراک گذارند و مسئولیت رسیدن به آن رویا را نیز با همسرشان تقسیم کنند. تقسیم کردن رویا با کسی که به او علاقمندیم کار لذتبخشی است از سوی دیگر تلاش برای برآورده کردن آرزوها و رویاهای دیگری نیز می تواند برانگیزاننده و خوشایند باشد.

اما این مزیت صمیمیت نیز مستعد خطراتی است. یکی از آنها این است که همسران همیشه رویاهای مشابهی ندارند. حتی زمانی که دو همسر رویای مشابهی در ذهن دارند، این احتمال وجود دارد که مسیر محقق شدن آن رویا برای دو نفر یکی نباشد. این دیدگاه های متفاوت می تواند در یک رابطه صمیمانه و تلاش برای دستیابی به هدف مشترک نیز تعارض ایجاد نماید. بعنوان مثال زمانی که ارتقا و پیشرفت تحصیلی هدف مشترک هر دو همسر است هر دو در آزمون ورودی دانشگاهی شرکت کرده و قبول شوند اما تامین هزینه تحصیل هر دو برایشان مقدور نباشد و یکی پیشرفت تحصیلی یکی از زوج ها به معنای بازماندن از تحصیل برای دیگری است.

خطر دیگری که در دل این مزیت نهفته است را می توان بر روی پیوستاری تجسم کرد میزان اهمیت به خود و اهمیت به رابطه را نشان می دهد. در یک سوی پیوستار افرادی هستند که میل به تعلق و رابطه درآنان بسیار بالاست، این افراد به نفع رابطه با راحتی بیشتری از اهداف و برنامه های شخصی خود می گذرند. در این حالت،  یکی از همسران از رویاهای شخصی خویش به نفع حفظ رابطه یا هماهنگی با همسرش می گذرد. این موضوع  زمانی خطر تلقی می شود که انطباق بیش از حد یکی از همسران با دیگری، او را از خودش دور نماید.

آن سوی دیگر پیوستار افرادی هستند که میل به پیشرفت بسیار زیادی دارند، تعلق و پیوند جویی در آنان به اندازه میل به پیشرفتشان نیست. در این حالت این امکان وجود دارند که فرد به نفع تحقق اهداف شخصی و رویاهای خود، از رابطه صرف نظر کند. از این رو افرادی که نیاز به آزادی زیادی دارند، گرچه ممکن است در تحصیلات، شغل و یا مسائل مالی پیشرفت های شایانی داشته باشند اما افراد مناسبی برای ازدواج نیستند .

مزیت دیگر روابط صمیمانه با مفهوم خود پنداره مرتبط است. همسران از طریق یکدیگر و مرتبط شدن با کار، استعداد، شایستگی ها، دست آوردها و نقاط قوت یکدیگر هویت خویش را بسط می دهند. از سوی دیگر همسر بودن نقش جدیدی به نقش های اجتماعی فرد می افزاید. این نقش اجتماعی جدید می تواند به شان اجتماعی فرد بیفزاید. بعنوان مثال همسر یک فوتبالیست یا هنرپیشه مشهور بودن می تواند بر جایگاه اجتماعی فرد بیفزاید. روابط صمیمانه زوجی همچنین فرصتی منحصر به فرد برای تجربه بودن در نقشی غیر رسمی است، نقش مکمل یا معشوق دیگری بودن. همسران می توانند یکدیگر را با اهداف جدیدی آشنا سازند و توانمندی در حوزه جدیدی را به یکدیگر آموزش دهند.

خطری که در این مزیت نهفته است را می توان در میزان تعصب فرد به هویتی که قبل از ازدواج از خود ساخته است دید. برخی همسران به شدت به هویت ساخته شده خود پایبند هستند و مایل نیستند تغییری در آن بدهند به این شکل ممکن است آنها همسرشان را امتداد خود ببینید و در صدد تغییر یا کنترل همسرشان به نفع هویت فردی خود برآیند. بعنوان مثال تاجری بسیار موفق که اجازه نمی دهد همسرش با آزمون و خطا به قابلیت و توانمندی سرمایه گذاری دست یابد چون به نظرش می رسد خطای همسرش، حیثیت و هویت حرفه ای او را خدشه دار می سازد.

از سوی دیگر، همسرانی نیز هستند که خود را در هویت همسر گم می کنند، آنها به نفع رابطه از لذت ها، ارتباطات اجتماعی شخصی و ارزشهایشان چشم می پوشند. لذت با هم بودن، این همسران را بر می انگیزد تا از لذت های شخصی، ارتباط اجتماعی فردی و ارزشهای خود چشم بپوشند. اما پس از مدتی ممکن است احساس اسارت، دور ماندن از خود و یا گم گشتگی را تجربه کنند.

خطر دیگر ناشی از تعارض میان خودانگاره فردی با خود انگاره رابطه ای است. پژوهشگران دو نوع خود انگاره را شناسایی کرده اند: نوع اول خودانگاره های مستقل، شیوه هایی برای مفهوم بندی خود که بر دستآوردها، نیازها، اهداف، انگیزه ها و علائق شخصی و مستقل تاکید دارد. در این نوع خود انگاره جایگاهی برای رابطه وجود ندارد. در نوع دوم خودانگاره، خویشتن فرد بر مبنای روابط او با دیگران مفهوم بندی می شود.  در این نوع خودانگاره نقشهای خانوادگی، تعیین کننده خود انگاره هستد. بعنوان مثال همسر بودن، والد بودن ، فرزند بودن.

همسرانی که به خود انگاره فردی خویش بسیار پایبند هستند از صمیمیت دوری می کنند چرا که بیش از حد به رهایی و آزادی خود وابسته اند.

مزیت دیگر صمیمیت در برآوردن شدن نیازها در دل یک رابطه صمیمی بر می گردد. همسران می توانند به واسطه شکل های مختلفی از صمیمیت، از جمله صمیمیت کلامی، جنسی و فیزیکی نیازهای یکدیگر را برآورده نمایند.

خطری که این مزیت را تهدید می کند تفاوت نیازهای همسران است. زمانی که نیازهای همسران بیش از حد متفاوت است ممکن است یک نفر به میزان خیلی کمی از صمیمت اکتفا کند در حالی که دیگری از همان میزان صمیمیت احساس خفگی نماید.

فائقه رزاقی

مسئول دپارتمان آموزش کلینیک تخصصی زوج و خانواده پویش

برگرفته از کتاب چالشهای صمیمیت، مفهوم بندی، ارزیابی و درمان 

انتشارات ارجمند

ادامه مطلب را در هفته های آینده دنبال کنید