blog image

پیش از ازدواج

کلمات کلیدی :

آشنایی پیش از ازدواج یا دوستی قبل از ازدواج

امروزه کاندیدهای ازدواج برای تجربه پختگی، رشد روحی و روانی، به ازدواج خودآگاه نیاز دارند. ازدواج خودآگاه، ازدواجی است که با تولد خودآگاهی آغاز شده و باتلاش و همکاری در جهت برآورده ساختن نیازها و انگیزه های ضمیر ناخودآگاه که همان ایمن بودن، التیام یافتن و کامل و یکپارچه بودن است، ادامه می یابد. برای تجربه چنین ازدواجی کاندیدهای ازدواج لازم است سه مشخصه را داشته باشند:

  • خودشناسی و خود آگاهی: هر کدام از کاندیدهای ازدواج لازم است شناخت دقیقی از ویژگی های خود، اهداف، ارزشها، خط قرمز ها، ملاک  و معیارهای خود برای ازدواج داشته باشد.
  • شناخت واقع بینانه از ازدواج: هر دو کاندید نیاز است ازدواج را به عنوان مرحله ای از زندگی بشناسند که در کنار تجارب هیجانی خوشایند، چالش های ارتباطی و مسئولیت های جدی با خود به همراه دارد.
  • شناخت از یکدیگر و بررسی تناسب: پس از شناخت دقیق از خود و شناخت ازدواج، نوبت به شناخت یکدیگر و بررسی میزان تناسب کاندیدهای ازدواج می رسد.

متاسفانه آنچه در جامعه رواج یافته است، مسیری عکس است. به این معنا که کاندیدهای ازدواج وارد رابطه عاطفی می شوند و هدفشان از ورود به رابطه را شناخت یکدیگر مطرح می نمایند. اما واقعیت این است که هر دو به اندازه کافی خودشان را نمی شناسند. بنابراین نه می توانند شناخت واقع بینانه ای از خود به دیگری بدهند و نه می توانند به شناخت واقع بینانه ای از دیگری نائل شوند اما متاسفانه تعاملات میان آنان می تواند وابستگی های عاطفی به همراه داشته باشد. این امر در روابط دوستی قبل از ازدواج کاملا مشهود است.

تفاوت آشنایی پیش از ازدواج با دوستی قبل از ازدواج

در رابطه آشنایی پیش از ازدواج کاندیدها ( که هر کدام از خودآگاهی نسبی برخوردار هستند) به قصد شناخت یکدیگر در تعامل با هم قرار می گیرند.

در رابطه دوستی قبل از ازدواج، عموما کاندیدها شناخت دقیقی از خود نداشته و صرفا بر اساس نیازهای ناکام عاطفی و به منظور تجربه دوست داشتن و دوست داشته شدن وارد رابطه می شوند.

 

در رابطه آشنایی پیش از ازدواج، نیاز است کاندیدها در جلسات حضوری و با گفت و گو و مشاهده رفتار یکدیگر به شناخت دست یابند.

در رابطه دوستی قبل از ازدواج، ساعتهای طولانی از وقت هر دو کاندید صرف چت کردن در فضای مجازی می گردد. این رفتار نه تنها شناخت دقیقی از کاندید ازدواج ایجاد نمی کند بلکه مستعد سوءتفاهمات بسیار است.

 

در رابطه آشنایی پیش از ازدواج، تعاملات محترمانه اما بدون ابراز هیجانهای عاشقانه و عاطفی است. این امر باعث می شود کاندیدهای ازدواج بتوانند در فضایی منطقی و بدون سوگیری عاطفی، همسر مناسب خود را انتخاب نمایند.

در رابطه دوستی قبل از ازدواج، تعاملات با ابرازهای عاطفی و عاشقانه همراه بوده، کاندیدهای ازدواج صمیمت را قبل از شناخت تجربه می کنند. لذت و خوشایندی صمیمیت باعث سوگیری شناختی شده و مانع از آن می شود که هر دو کاندید بتوانند شریک زندگی آینده خود را عاقلانه و واقع بینانه انتخاب نمایند.

 

چرا وابستگی عاطفی ناشی از دوستی قبل از ازدواج، مانع انتخاب آگاهانه می شود

شناخت، فرآیندی است که در بخشی از مغز به نام مغز جدید یا کورتکس مغز انجام می شود. این بخش از مغز برای فعال بودن و فعال ماندن نیاز به تجربه آرامش دارد. زمانی که دو کاندید ازدواج وارد رابطه عاطفی می شوند، بخش دیگری از مغز که به مغز هیجانی معروف است فعال می گردد. فعالیت این بخش از مغز، مانع فعال ماندن کورتکس شده و ارزیابی و تجزیه تحلیل را که لازمه شناخت است، مختل می نماید.

زمانی که دو کاندید قبل از شناخت دقیق از خود و دیگری، به قصد دوست داشته شدن و دوست داشتن وارد رابطه می شوند، شاخص های بسیار محدودی را برای شروع رابطه در نظر می گیرند. در بسیاری از موارد دوستی های قبل از ازدواج بیش از آنکه یک انتخاب باشند، یک اتفاق اند. اما پس از مدتی که از معاشرت دو کاندید می گذرد، با هم بودن آنها و ابراز علاقه احساس لذت ایجاد می کند. در زمان تجربه احساس لذت مدارهای خاصی در مغز فعال می شوند که به آنها مدارهای پاداش یا مدارهای دوپامینی گفته می شود. فعال شدن این مدارها باعث می شود فرد میل بیشتری به تکرار تجربه ایجاد کننده لذت داشته باشد. این امر باعث می شود کاندیدهای ازدواج بارها و بارها به طلب تجربه احساس صمیمیت در کنار یکدیگر قرار گیرند، اما از جایی که خودشناسی و شناخت عمیق دیگری قبل از تجربه صمیمیت، انجام نشده است، به مرور تفاوتهای میان دو کاندید خود نمایی می نماید. مواجهه با تفاوت ها احساس ناکامی شدیدی را ایجاد می کند. تجربه این ناکامی با ترس از دست دادن تصویری از کاندید ازدواج همراه است که فرد در ذهن خود از او ساخته بود. این تصویر بخشی از وجود فرد مقابل است اما تنها بخشی از وجود او، بخشی که ابراز علاقه می کرد، همراه بود و توجه زیادی را نشان می داد. با تجربه ترس  بخش دیگری از مغز فعال می شود. فعالیت این بخش بار دیگر بخش منطقی مغز یا همان کورتکس را از کار می اندازد.

 به این ترتیب در رابطه دوستی پیش از ازدواج، چه کاندیدها در لذت صمییمت غوطه ور باشند و چه در هیجانات ناخوشایند ناشی از مواجهه با بخش های ناخواسته کاندید ازدواجشان غرق شوند، قادر به شناخت واقع بینانه از یکدیگر نیستند چرا که در روزهای خوش صمیمیت ویژگی های خوشایند یکدیگر را بزرگتر از آنچه هست می بینند و در روزهای سخت مواجهه با نکات ناخوشایند، ویژگی های ناخواسته یکدیگر را بزرگتر از آنچه هست می بینند و در صدد کنترل و تغییر دادن یکدیگر بر می آیند.