blog image

سلامت روان

کلمات کلیدی :

بازوالدینی حد و مرزدار

باز والدینی حدومرز دار یکی از مولفه های اصلی و در واقع «قلب طرحواره درمانی» است. این فرآیند، سبک درمانگری طرحواره درمانگر محسوب می شود. از طریق این سبک، امکان فرآیند تغییر ذهیت فراهم می گردد. در سبک درمانگری بازوالدینی حدومرزدار، درمانگر در چهارچوب رابطه درمانی مناسب، مانند والدی خوب با نیازهای ذهنیت کودک مواجه می شود:

برای کودک آسیب پذیر، امنیت، ارزشمندی و تسلی را فراهم می آورد.

به کودک عصبانی فرصت تخلیه هیجانی و شنیده شدن را می دهد.

با کودک تکانشی رویارویی همدلانه داشته و محدودیت هایی واقع بینانه را اعمال می نماید.

رفتار درمانگر در خلال جلسات درمان

رفتارطرحواره درمانگر یا همان « سبک بازوالدینی حدومرزدار» در اتاق درمان همان چیزی است که والد خوب در تعامل با فرزند انجام می دهد.

در اوایل درمان مانند والد یک کودک عمل می کند. از آنجایی که در ابتدای درمان، در اغلب مراجعین ذهنیت های کودک فعال است و ذهنیت بزرگسال سالم رشد نیافته است و به والدگری قوی نیاز است؛ درمانگر مشارکت بیشتری در جلسات دارد. به موازات آنکه ذهنیت بزرگسال سالم در مراجع رشد بیشتری می یابد، نقش درمانگر به نقش والد یک نوجوان و در نهایت نقش والد یک بزرگسال تغییر می کند. زمانی که مراجع قادر شد برای خودش والدگری نماید، جلسات درمان وارد مراحل پیگیری (Follow up) می شود.

در زیر به مداخلات درمانگر در ارتباط با ذهنیت های مختلف و نیازهای مراجعان اشاره می شود:

مراجع با ذهنیت کودک آسیب پذیر

در خلال جلسات درمان، بویژه در ابتدای شروع درمان، حضور ذهنیت کودک آسیب پذیر در رفتارها و تعاملات مراجع بیشتر به چشم می خورد. تجربه احساسات شدید ناراحتی، تنهایی و اضطراب، درد هیجانی و ترس می توانند علائمی از حضور ذهنیت کودک آسیب پذیر باشند. شدت هیجانات ناخوشایند می تواند باعث فعال شدن سبک های مقابله ای ناسازگار در مراجع شود. این ذهنیت به دلیل ارضا نشدن نیاز به امنیت، پیش بینی پذیری، داشتن تکیه گاه با ثبات، عشق و محبت، راهنمایی و تربیت، توجه، پذیرش، تحسین، همدلی، مراقبت و تایید( نیازهای دلبستگی ایمن) ایجاد می شود. زمانی که این ذهنیت در مراجع فعال است لازم است درمانگر با لحنی آرام و ملایم با او وارد تعامل شود. با تمام توجه به او گوش دهد ( مهارت گوش دادن فعال). با استفاده از مهارت انعکاس احساس و همدلی، توجه، همراهی و پذیرش خود را به مراجع نشان دهد. پیشرفت ها و نقاط قوت مراجع را تحسین نموده و کاستی ها را بدون قضاوت بپذیرد. پیش بینی پذیر بودن برای مراجع در این مرحله بسیار مهم است. بر این اساس تغییرات در قوانین پذیرش کلینیک یا دفتر کار می تواند خاطرات ناامنی و ترس ناشی از پیش بینی ناپذیری را در این مراجعین زنده نماید. از این رو لازم است در صورت اجتناب ناپذیر بودن تغییرات، درمانگر به ترس و ناامنی های مراجع توجه نموده و شرایط را برای او به صورت شفاف و با لحنی آرام و ملایم تشریح نماید.

مراجع با ذهنیت کودک عصبانی

گاهی مراجعان در مواجهه با آنچه نیازهای ناکام آنها را تحریک می نماید یا خاطرات ناکامی  کودکی را تداعی می کند، خشمگین شده و عصبانیت خود را گاه مانند کودکی خردسال و بدقلق بروز می دهند. این حالت نشان دهنده فعال شدن ذهنیت کودک عصبانی است. این ذهنیت ناشی از عدم ارضای نیازهایی چون آزادی در بیان نیازها و هیجانات، معتبر قلمداد شدن این نیازها و هیجانات از سوی والدین و یا عدم ا عمال محدودیت های واقع بینانه و آموزش خودکنترلی به کودک شکل گرفته و رشد می یابد.

در مواجهه با این ذهنیت، درمانگر لازمست با گوش دادن فعال و اعتبار دادن به احساس مراجع نیاز او را به دیده و شنیده شدن پاسخ دهد اما همزمان با آموزش راه های مناسب ابراز خشم او را راهنمایی نماید. برای او محدودیت های واقع بینانه در نظرگرفته و به مرور به مراجع کمک نماید عواملی که باعث فرو رفتن او در این ذهنیت می شوند را شناسایی نماید.

مراجع با ذهنیت کودک تکانشی/ بی نظم

 زمانی که مراجع بر اساس لذت جویی و بدون توجه به محدودیت ها یا نیازهای دیگران به صورت تکانشی رفتار می کند در این ذهنیت فرو رفته است. این ذهنیت میراث گذشته ای است که در آن به کودک خود کنترلی و مواجهه سالم با محدودیت های واقع بینانه آموزش داده نشده و یا به نیازها و احساسات کودک اعتبار داده نشده است. بر این اساس درمانگر لازم است به آرامی محدودیت هایی قاطعانه وضع کند و به آموزش تمرین هایی بپردازد که طی آن کودک سالم مجال فعالیت می یابد. آموزش شناسایی نیاز و احساس حال حاضر به مراجع کمک می دهد به لحظه حال بازگشته و از هیپنوز ناشی از ذهنیت بیرون بیاید.

ادامه مطلب را می توانید در هفته های آینده مطالعه کنید.