blog image

ارتباط مبتنی بر قضاوت اخلاقی

کلمات کلیدی :

ارتباط مبتنی بر قضاوت اخلاقی  نوعی ارتباط مسدود کننده محبت

انسان موجودی اجتماعی است و ارتباط یکی از نیازهای اساسی او محسوب می شود. آنچه موتور ارتباط را روشن کرده و روشن نگه می دارد، محبت است. این امر در مورد روابط صمیمانه مصداق پررنگ تری پیدا می کند. اما در روابط رسمی نیز محبت و توجه به دیگری، احترام به شان انسانی و حقوق او عامل اصلی در پیش برد رابطه است. اما برخی از مواقع روابطی برگزار می گردد که مسدود کننده محبت هستند. مارشال روزنبرگ این روابط را « روابط بیگانه با زندگی» می نامد.

 یکی از اشکال ارتباط « بیگانه با زندگی»، ارتباط مبتنی بر قضاوت اخلاقی است. قضاوت اخلاقی به معنای غلط یا بد دانستن آن چیزهایی است که با ارزش های ما هماهنگ و متناسب نیستند. قضاوت های اخلاقی را معمولا در جملاتی از این دست می بینیم:

  • « مشکل تو این است که خیلی خودخواهی!»
  • « عجب آدم تنبلی!»
  • «چه آدمهای متعصب / چه آدمهای لاابالی پیدا می شوند!»

بدنبال چنین قضاوتهایی، سرزنش، تحقیر، اهانت، برچسب، مقایسه و عیب جویی نیز اتفاق می افتد. زمانی که ما در ذهن خود دیگری را با چارچوب های ذهنی مان مقایسه می کنیم، بر اساس میزان همخوانی یا ناهمخوانی او با ارزش ها و چارچوب های ذهنی مان به او برچسب می زنیم. سپس در صورتی که میزان ناهمخوانی او با چارچوب ذهنی ما زیاد باشد این احتمال وجود دارد که به عیب جویی از او، انتقاد غیر سازنده، سرزنش، اهانت و یا تحقیر او بپردازیم.

در این نوع  از « ارتباط بیگانه با زندگی» فرد در دام پیش داوری « این درست است» یا « این غلط است» می افتد. دنیای قضاوت ها پر از کلمات و عباراتی است که مردم و رفتارشان را طبقه بندی و تقسیم بندی می کند. بر پایه این قضاوت اخلاقی قبل از آنکه با کسی روبرو شویم در ذهن خود او را قضاوت کرده ایم و بر اساس قضاوت ذهنی و پیش داوری مان با او مواجه می شویم.

وقتی از این نوع ارتباط استفاده می کنیم به این فکر می کنیم که دیگران چه مشکلی دارند که این گونه رفتار می کنند و یا گاهی فکر می کنیم خودمان چه مشکلی داریم که آنگونه که دوست داریم موضوع را نمی فهمیم و درست رفتار نمی کنیم. به جای آنکه توجه خود را بر نیازهای تحقق نیافته متمرکز کنیم، بر طبقه بندی، تحلیل و یا میزان غلط بودن آنها متمرکز می شویم. در چنین رابطه ای اگر همسر محبت بیشتری از آنچه فرد به او می دهد بخواهد، او را فردی وابسته و نیازمند تلقی می کند. اما اگر خود محبت بیشتری بخواهد، همسر را فردی سرد و بی احساس می خواند.

به اعتقاد روزنبرگ این گونه تحلیل و قضاوت از رفتار و گفتار دیگران، بیان واژگونه نیازها و ارزش های خودمان است. وقتی ما نیازها و ارزشهای مان را در قالب تحلیل بیان می کنیم، دفاع و مقاومت کسانی را که رفتارشان برای مان مهم است افزایش می دهیم و یا اگر آنها تحلیل ما را در ظاهر بپذیرند و بخواهند هماهنگ با ارزشهای ما عمل کنند، احتمالا این کار را در نتیجه ترس، گناه و شرم انجام می دهند.

وقتی مردم نه از روی میل و نثار از صمیم قلب، بلکه از روی ترس، گناه و شرم هماهنگ با رازشها و نیازهای ما رفتار می کنند، بهای گرافش را خواهیم پرداخت و دیر یا زود با پیامدهای آن یعنی کاهش حسن نیت آنها روبرو خواهیم شد. چرا که آنها صرفا بر اسا ترس یا شرم از ما اطاعت می کنند و  رابطه ای عمیق و انسانی شکل نگرفته است. از طرف دیگر، آنها ینز بهای عاطفی اطاعت ظاهری شان را خواهند پرداخت. زیرا خشم فروخورده آنها از ترس، گناه و شرم سبب کاهش عزت نفس شان می شود. به این ترتیب، احتمال دریافت پاسخ محبت آمیز به نیازها و ارزش های مان را در آینده کاهش می دهیم.

اما بسیار مهم است که قضاوت ارزشی و قضاوت اخلاقی را با هم اشتباه نگیریم. همه ما بر اساس فضایلی مانند صداقت، آزادی و صلح که در زندگی مهم می دانیم اصولی را می سازیم و با آنها به قضاوت ارزشی می پردازیم. در واقع این قضاوت ارزشی همان ارزیابی ما از شرایط است. اما قضاوت اخلاقی زمانی رخ می دهد که دیگران با عمال و رفتارهای خود ارزشهای ما را تایید نمی کنند و ما در پاسخ آنها را بد می خوانیم. بعنون مثال اگر فردی با خشونت موافق نباشد ممکن است بگوید:« خشونت بد است و مردمی که خشونت به خرج می دهند انسانهای شروری هستند!» اما اگر او زبان محبت را بیاموزد، یاد می گیرد که نیازها و ارزش های خود را مستقیما بیان کند و هرگاه به نیازها و ارزشهایش بی توجهی شد مستقیما آن را عنوان کند. بعنوان مثال به جای خشونت بد است، می تواند بگوید « من نگران استفاده از خشونت برای حل اختلافات هستم. من حل اختلافات انسانی را به روش های دیگری می پسندم.»

به خاطر داشته باشیم طبقه بندی و قضاوت درباره دیگران، خشونت را ترویج می دهد.

 

برداشتی از کتاب «ارتباط بدون خشونت »

نوشته مارشال روزنبرگ

ترجمه کامران رحیمیان

نشر اختران