blog image

آمیگدال چگونه واکنش استرسی را به راه می اندازد؟

کلمات کلیدی :

آمیگدال چگونه واکنش استرس را به راه می اندازد؟

آمیگدال همیشه در ایجاد واکنش اضطرابی دخالت دارد و تفاوتی نمی کند این واکنش از آمیگدال شروع شده و یا از قشر مغز آغاز شده باشد. زمانی که اضطراب احساس شود، آمیگدال واکنش اضطرابی را ایجاد خواهد کرد. هسته مرکزی آمیگدال واکنشهای جنگ، گریز یا فلج شدن را راه اندازی کرده و بی درنگ باعث ایجاد تغییرات زیادی در بدن می شود.

اولین با الگوی واکنشهای جنگ، گریز و فلج شدن توسط زیست شناسی به نام والتر کانو در سال 1929 شناخته شد. سپس در دهه 1930 یک متخصص غدد به نام هانس سلیه متوجه شد که حیوانات و نوع بشر به طرز شگفت انگیزی نسبت به مجموعه بزرگی از عوامل استرس زا به شیوه ای مشابه واکنش نشان می دهند.

مغز انسان واکنشهای جسمانی برنامه ریزی شده مشابهی دارد که اجازه می دهند در موقعیت های خطرناک به سرعت واکنش نشان دهد. چه یک خرس فرد را دنبال کند و چه از او خواسته شود در یک مهمانی برقصد و چه قرار باشد از محل کارش اخراج شود، در هر صورت بدن به طرز شگفت انگیزی واکنشی شبیه واکنش بدن حیوانات رده های پایین تر جانوری در زمان احساس خطر نشان می دهد.

امروزه پس از پژوهش های بسیار در حوزه نوروفیزیولوژی مشخص شده است این واکنش ها که سلیه آن ها را «واکنش استرسی» می نامد ریشه در هسته مرکزی آمیگدال دارند. واکنش استرسی مجموعه ای قابل پیش بینی از تغییرات جسمانی مانند افزایش ضربان قلب، بالا رفتن فشار خون، تنفس سریع، گشاد شدن مردمک چشم، افزایش ناگهانی جریان خون در اندام های انتهایی، پایین آمدن سرعت هضم و افزایش تعریق را به دنبال دارد. تمامی این تغییرات ناشی از فعال سازی سیستم عصبی سمپاتیک و آزاد سازی هورمون های استرس مانند کورتیزول و آدرنالین هستند. واکنش جنگ، گریز یا فلج شدن نوعی شدید، خاص و بحرانی واکنش استرسی است. این تغییرات فیزیولوژیک در فرد نهادینه شده اند به این معنا که فرد نیازی به یادگیری آنها ندارد.

نکته مهم این است که آمیگدال می تواند تنها در کسری از ثانیه موقعیتی را خطرناک ارزیابی کند. این در حالی است که سایر نواحی مغز حتی نمی دانند موقعیت چه چیزی هست! فرآیندهایی مانند ادراک، تفکر و بازیابی خاطرات از قشر مغز بیش از یک قانیه به طول می انجامند. سرعت آمیگدال در ارزیابی موقعیت های خطرناک و نشان دادن واکنش سریع نسبت به آن موهبت بزرگی است که بقای بشر بر روی کره زمین مدیون آن است. 

هسته مرکزی آمیگدال در راه اندازی واکنش استرس مانند استارت موتور خودرو عمل می کند. به محض آنکه این قسمت بسیار کوچگ آمیگدال پیامی مبنی وجود خطر از هسته جانبی دریافت نماید، واکنش استرسی فعال می شود. این کار با ارسال پیام به بسیاری از بخش های دیگر مغز انجام می شود. یکی از بخش های مغز که با آمیگدال در ارتباط است هیپوتالاموس می باشد. هیپوتالاموس ناحیه ای از مغز است که به اندازه یک بادام زمینی است و فرآیندهای جسمانی بسیاری مانند متابولیسم، گرسنگی و خواب را کنترل می کند.

به دلیل ارتباط بین هسته مرکزی آمیگدال و هیپوتالاموس، هسته مرکزی قادر است ترشح آدرنالین و کورتیزول را راه اندازی کند. آدرنالین هورمونی است که ضربان قلب و فشار خون را افزایش می دهد و کورتیزول هورومونی است که باعث می شود گلوکز برای ایجاد سریع انرژی در جریان خون ترشح شود. افزون بر این هسته مرکزی می تواند سیستم عصبی سمپاتیک را فعال کند که این خود منجر به ایجاد تغییرات سریع د ردستگاه های زیستی متعدد می شود و ما به این طریق می توانیم بدون کنترل یا اطلاع آگاهانه به سرعت وا کنش نشان دهیم. مغز به نحوی سازمان یافته است که پردازش در مسیر عصبی آمیگدال را در چند میلی ثانیه ممکن می کند.

لدوکس در مطالعه ای به طور واضح نشان داد زمانی که واکنش استرسی فعال می شود، پیامهای آمیگدال می توانند بر عملکرد مغز در تمام سطوح تاثیر بگذارند و بر آن تسلط یابند. لدوکس این واقعیت را « کنترل بی رحمانه آگاهی توسط هیجان» نامید. مهم است که بدانیم بسیاری از راهبردهای مقابله ای مرتبط با قشر مغز مانند اینکه فرد به خود بگوید:« دیگر نترس!» یا « هیچ دلیل منطقی برای مضطرب بودن وجود ندارد» فعال سازی واکنش استرسی را پس از فعال شدن متوقف نمی کند.

در مقابل در چنین مواقعی راهبردهایی که آمیگدال را هدف قرار می دهند مورد نیازند.

 

برگرفته از کتاب مغز مضطرب خود را بازسازی کنید

نوشته کاترین پیتمن و الیزابت کارل

ترجمه سید مرتضی ارجمندی نسب

انتشارات ارجمند