blog image

پذیرش در ذهن آگاهی

کلمات کلیدی :

پذیرش در ذهن آگاهی

مقاومت در برابر روند همیشه در جریان زندگی، باعث ایجاد بیماری های جسمانی و روانی بسیاری است. زمانی که درد یک از دست دادگی را در زندگی نمی پذیریم و در مقابل آن می ایستیم، فریاد می زنیم:« نه! این حق من نیست!» کمک نمی دهیم چرخ روزگار به عقب برگردد و اتفاق از دست دادگی از صفحه زندگی محو شود. ایستادگی و مقاومت ما در برابر عدم تجربه درد از دست دادگی ها ما را به دام رنجی جانفرسا می کشاند.

ما در مقابل هر نوع از دست دادگی مقاومت می کنیم، از دست دادن عزیزان، شغل، سلامتی، پول و هر آنچه به نظرمان می رسد زندگی ما به آنها وابسته است. مشکل این جاست که مقاومت ما باعث حفظ آنچه برای ما ارزشمند است نمی شود. مقاومت ما را به سمت انجام کار موثر نمی کشاند. مقاومت تنها رنج می آفریند. رنج هایی که طاقت فرساتر از تجربه دردهای ناگزیر زندگی هستند.

مقاومت در مقابل ناکامی، حاصل شیفتگی محنت بارمان به « خود» مان است. خودشیفتگی ناسالمی که به ما می گوید نباید ناکام شوی! نباید شکست بخوری! نباید کمتر از دیگران باشی! شاید در نگاه اول پیامهایی که از خودشیفتگی ناسالم مان می شنویم، پیامهای خوشآیندی به نظر برسند اما با نگاهی عمیق تر در می یابیم که نه تنها این پیامها بسیار غیر واقع بینانه هستند بلکه هیچ کمکی به تجربه احساس آرامش نمی کنند. امکان ندارد فردی در طول زندگیش طعم ناکامی را نچشد، شکست نخورد و یا همیشه نفر اول باشد! ذهن ناآگاه ما را به سمت مبارزاتی می کشاند که شکست در آنها از پیش معلوم است اما وسوسه های ذهن ناآگاه به ما می گوید اگر به این پیروزی و موفقیت ها دست پیدا کنی کاملا راحت و آسوده خواهی بود! وسوسه ای که می تواند ما را برای ورود به میدان مبارزه ای هولناک و نافرجام برانگیزاند. در تمام مدت مبارزه ما ناآرامی و تشویش را تجربه می کنیم و در هر شکست بیش از پیش احساس «خوب نبودن» را تجربه می کنیم.

ذهن آگاهی به ما کمک می کند با آگاه کردن ذهن و رام نمودن آن، از این خود شیفتگی بیمارگونه رهایی یابیم. بپذیریم ناکامی و شکست جزء جدانشدنی از زندگی هستند. دیگران نیز به اندازه ما حق دیده شدن دارند. با پذیرش این واقعیت هاست که می توانیم زندگی همراه با صلح درونی و بیرونی را تجربه نماییم.

پذیرش به ما می آموزد شمشیر و سپر را در زندگی به زمین بگذاریم. خود را به مهلکه نیندازیم در عوض نیروی خود را تجهیز کنیم تا با تغییر دادن خود از درون به آرامش دست یابیم. ما برای تغییر آنچه برایمان کارآمد نیست نیز نیاز داریم ابتدا آن را بپذیریم و به رسمیت بشناسیم. به رسیمت شناختن واقعیت های زندگی حتی واقعیت هایی که برای ما خوشآیند نیست؛ ما را به وسعت وجودی می رساند. وسعت وجودی ما باعث می شود آن واقعیت ناخوشایند در دایره پذیرش ما قرار بگیرد بنابراین بتوانیم آن را به عنوان یک واقعیت موجود بنگریم و در صورت نیاز برای مواجهه با آن کارهای موثری انجام دهیم.

راه کارهای ذهن ناآگاه و مبتلا به خودشیفتگی همان راه کارهای مغز قدیم ماست. بخشی از مغز که وظیفه اش حفظ بقای ماست اما در مورد کیفیت زندگی استراتژی و راه کاری در چنته ندارد. مغز قدیم و ذهن ناآگاه به ما می گوید در مقابل واقعیت های ناخوشایند بجنگیم ( اگر توان خود را بیش از توان آن واقعیت ارزیابی می کنیم)، فرار کنیم ( اگر توان واقعیت را بیش از توان خود برآورد می کنیم) و یا تسلیم شویم اگر هیچ توانی در خود نمی بینیم.

این سه راه کار توانسته اند بقای اجداد ما را بر کره زمین تضمیمن کنند و همچنان ما بقای خود را مدیون این سه استراتژی هستیم. جنگ و گریز و تسلیم گرچه کلیدهای مناسبی برای درب ورود به ادامه بقای هستند اما درب ورود به زندگی غنی و با کیفیت را نمی گشایند. برای تجربه زندگی با کیفیت و غنی نیاز به تمرین دادن ذهن خود داریم. تمریناتی که ذهن ما را آگاه می کند و این آگاهی باعث وسعت وجودی، سعه صدر و پذیرش می گردد.

باعث ناراحتی است وقتی متوجه می شویم تا به حال چقدر بی توجه بوده ایم، چقدر از لحظات زندگی غافل شده ایم و چقدر با نپذیرفتن چیزها آن گونه که هستند باعث رنجش خودمان و دیگران شده ایم. در مقابل ذهن آگاهی به این معناست که ببینیم توجه مان هر لحظه به کجا می رود. در ذهن آگاهی پذیرش «آنچه هست، همانگونه که هست» نقش بسیار مهمی دارد. توجه آگاهی کمک می کند امور را همانطور که هستند ببینیم و بپذیریم.

پذیرش کمک می دهد موضعی خنثی و غیر قضاوتی به زندگی پیدا کنیم. تجربه قرار گرفتن در چنین موضعی می تواند برای برخی از افراد نگران کننده باشد. آنها نگران این موضوع هستند که نکند این بی طرفی نوعی فرار مخفیانه و اجتناب از چالشهای زندگی باشد و منجر به مداومت احساساتی مانند شرم، خشم یا غم شود. واقعیت آن است که اگر تمرینات ذهن آگاهی به شکلی ناقص و یا اشتباه انجام شود می تواند باعث فاصله گرفتن از احساسات و نیازها شود. اما زمانی که تمرینات ذهن آگاهی با بینشی صحیح و تحت نظر متخصصی آگاه انجام شوند، باعث رویش پذیرشی فعال در وجود خواهند شد. پذیرشی که به شکل وانهادگی و انفعال نیست. پذیرش ذهن آگاهانه با وسعت وجودی و یا همان مفهوم آشنای سعه صدر همراه است.

ذهن آگاهی تنها یکی از ویژگی های ذهن به شمار نمی آید، بلکه یکی از مشخصه های قلب نیز هست. در واقع آگاهی ذهن آگاهانه، نوعی آگاهی قلبی یا آگاهی از صمیم قلب است. لازم است احساس مهربانی، همدردی، شفقت و دوستی را در تجربه های خود ایجاد کنیم تا بتوانیم به سعه صدر دست یابیم. پذیرش اتفاقات همانگونه که هستند، بدون قضاوت، با کنجکاوی کودکانه و مهربانی باعث می شود ما به این مهم دست یابیم.

ضرب المثلی در زبان انگلیسی می گوید:

What we resist, persist.

یعنی هر موضوعی که در مقابل آن از خود مقاومت نشان دهیم، دوام می یابد. اما ذهن آگاهی می گوید:

What you accept, transforms.

به این معنا که هر آنچه را بپذیریم در آن تغییر رخ می دهد. وقتی بپذیریم که یک خاطره خاص، یا مشکل خاص ما را ناراحت می کند، ناگهان به خود می آییم و متوجه می شویم که دیگر به شدت قبل ناراحت نیستیم. بسیاری از ناراحتی های ما در اثر مقاومت در مقابل ناکامی ایجاد می شوند.

 

فائقه رزاقی

مسئول دپارتمان آموزش کلینیک تخصصی زوج و خانواده پویش