blog image

از ازدواج و رابطه زوجی چه می دانید؟

کلمات کلیدی :

ازدواج و رابطه زوجی را چقدر می شناسید؟

جامعه امروز نسبت به چند دهه گذشته پیچیده تر شده است. این پیچیدگی در تمام ابعاد زندگی مشخص است. بعنوان مثال در گذشته های دور افراد دارایی ریالی خود را در خانه ها نگهداری می کردند، با پیشرفت جامعه بانک ها  تاسیس شده و افراد برای نگه داری پول هایشان از بانک استفاده می کردند. انجام امور بانکی مشروط به حضور در بانک ها بود. با پیشرفته تر شدن جامعه و آمدن تکنولوژی دیجیتال، انجام کارهای بانکی از طریق درگاه الکترونیک میسر شد. در حال حاضر اکثریت افراد برای انجام کارهای اداری یا بانکی خود از تکنولوژی دیجیتال و اینترنت استفاده می کنند. پذیرش این تغییرات و سازگاری افراد با این شرایط تقریبا به راحتی اتفاق افتاده است. اما سازگاری با تغییرات اجتماعی مانند تغییراتی که در نهاد خانواده پیش آمده، به اندازه سازگاری با سایر تغییرات نبوده است.

در دهه های گذشته، زندگی اجتماعی روند ثابتی داشت. پسرها غالبا شغل پدر را دنبال می کردند، دخترها در سنین کم و زمانی که به مهارت های خانه داری مسلط می شدند؛ برای ازدواج مهیا بودند. انتظارات دختر و پسر از ازدواج، انتظارات محدودی بود. ارتباطات اجتماعی میان  دو شهر به علت دشواری در رفت و آمد بسیار کم انجام می شد. به همین دلیل ازدواج های میان فرهنگی بسیار کم بوده و فرهنگ یک جامعه از یکدستی بیشتری برخوردار بود. اما شرایط جامعه امروز با شرایطی که در دهه های قبل وجود داشته تفاوت بسیاری کرده است. ورود تکنولوژی تغییرات زیادی را در سطح اجتماع بوجود آورد، از جمله این تغییرات تسریع در رفت و آمد، پیدایش تنوع فرهنگی در یک جامعه، انتقال سریع اطلاعات و ایجاد شبکه های اجتماعی و فضای مجازی بود.

ازدواج در این شرایط، کاملا با ازدواجی که در چندین دهه قبل اتفاق می افتاد متفاوت شده است. آنچه اکنون افراد برای ارتباطات اجتماعی نیاز دارند، بسیار بیشتر از آموزه هایی است که از خانواده آموخته اند. مهارتهای ارتباط جمعی و ارتباط موثر یکی از نیازهای ضروری برای موفقیت در تعاملات جامعه امروز است. تعاملات صمیمی تر مانند ارتباط سالم میان همسران نیز به همین شکل، نیاز به آموزشهایی بیش از آن چیزهایی دارد که فرزندان از تعاملات والدین خود در خانواده آموخته اند. اما متاسفانه بسیاری از افراد در جامعه ما ازدواج می کنند بدون آنکه این مرحله جدید از زندگی را به درستی بشناسند. ازدواج های ناآگاهانه باعث ایجاد نارضایتی های جدی در زندگی زوجی شده و عامل اصلی بسیاری از طلاق هاست. از این رو لازم است کسانی که تصمیم به ازدواج دارند قبل از اقدام به ازدواج، در پی شناسایی واقع بینانه ازدواج و رابطه زوجی باشند.

ازدواج

ازدواج موفق تصمیمی آگاهانه برای ورود به مرحله متفاوتی از زندگی است. مرحله ای که کاملا با مرحله زندگی مجردی متفاوت است. برخی صاحب نظران ازدواج را به مهاجرت تشبیه می کنند. زمانی که شما تصمیم مهاجرت به شهر یا کشور دیگری را دارید، برای آنکه مهاجرت موفقی را تجربه کنید و به اصطلاح از تصمیم خود پشیمان نشوید؛ لازم است ابتدا شهر یا کشور مقصد و قوانین مهاجرت را به خوبی بشناسید.

هر فرد با ملیت یا قومیت خود می تواند اقدام به مهاجرت کند. ملیت و قومیت فرد در تشبیه ازدواج به مهاجرت، همانند تربیت فردی، فرهنگ و ویژگی های شخصیتی است. در مهاجرت ملیت یا قومیت ما تعویض نمی شود، ممکن است پس از سالها اقامت در کشور مقصد، تابعیت آن کشور را بگیریم اما ملیت اصلی ما همچنان باقی است. ضمن آنکه اخذ تابعیت یک کشور، مستلزم دانستن قوانین آن کشور، احترام به آن قوانین و رعایت آنهاست.

در ازدواج نیز فرد با تربیت فردی و فرهنگ خاص خود پا به سرزمین « رابطه زوجی» می گذارد. رابطه زوجی بلافاصله و به صورت کامل ویژگی هایی مانند تربیت فردی، شخصیت و یا فرهنگ خانوادگی کسی که ازدواج کرده است را تغییر نمی دهد. در واقع تغییرات مثبت پس از ازدواج، ناشی از شناخت « رابطه زوجی» و احترام به قواعد آن است. هیچ زن و شوهری فردای روز ازدواجشان به افرادی کاملا متفاوت تبدیل نشده اند چرا که خطبه عقد ویژگی سحر آمیز و جادویی ندارد که تغییر ماهیتی و شخصیتی در افراد ایجاد نماید. 

همانگونه که مهاجرت، رفتاری ارادی است و افراد، مهاجرت کردن را انتخاب می کنند، ازدواج هم لازم است با انتخاب و اراده شخصی انجام شود. هر نوع اجبار در ازدواج می تواند به نارضایتی و یا شکست در ازدواج بیانجامد. اجبار می تواند ذهنی بوده و ناشی از تاثیر عوامل بیرونی باشد. بعنوان مثال فردی که می بیند همسن و سالهای او ازدواج کرده اند و تنها مانده است، ممکن است به لحاظ ذهنی برای ازدواج کردن تحت فشار و اجبار باشد. زمانی که کسی مهاجرت را بدون شناختن کشور مقصد و یا در نظر گرفتن دشوار های مهاجرت کردن و صرفا برای فرار از شرایطی که در آن زندگی می کند انجام می دهد، با تجربه اولین دشواری های مهاجرت و یا قوانین کشور مقصد ممکن است احساس پشیمانی را تجربه نماید. در ازدواج نیز این گونه است. زمانی که فرد برای فرار از چالشهای زندگی مجردی به ازدواج پناه می آورد، ممکن است در انتخاب شریک زندگی دقت لازم را به خرج نداده و شریک و همراه نامناسبی را انتخاب نماید. از سوی دیگر زمانی که فرد تاب آوری لازم برای مواجهه با دشواری های زندگی مجردی را ندارد و در پی فرار از شرایط موجود است، این احتمال قوی وجود دارد که تاب آوری چالشهای ناگزیر زندگی زوجی را نیز نداشته و پس از اقدام به ازدواج به دنبال تجربه نارضایتی، تصمیم به طلاق بگیرد. در واقع ازدواج راه حل مسائل و مشکلات دوران مجردی نیست. ازدواج موفق تصمیمی آگاهانه برای انتقال و ورود به بخش جدیدی از زندگی است که با خوشی ها و ناخوشی های مخصوص به خودش همراه است. اما فردی که آگاهانه ازدواج را انتخاب کرده است، با تسلط به مهارتهای ارتباطی و آموزش های پیش از ازدواج، آماده ورود به این مرحله از زندگی می باشد.

زمانی که فرد به کشور دیگری مهاجرت می کند، می تواند به شهر یا کشور خود بازگردد اما لازمست این بازگشت طبق قوانین کشوری انجام شود که بدان مهاجرت نموده است. زمانی که فرد ازدواج می کند می تواند همچنان با خانواده مبدا ( والدین و خواهر و برادران) یا دوستان خود معاشرت داشته باشد، اما این معاشرت به میزان قبل از ازدواج نیست. با تعهد ازدواج فرد محدودیت هایی را تجربه می کند. این ذات زندگی زوجی است.

همانگونه که برای مهاجرت موفق، لازم داریم کشور مقصد را به خوبی بشناسیم و با شرایط زندگی در آنجا آشنا شویم، نیاز داریم برای ازدواج موفق رابطه زوجی را به خوبی بشناسیم و با قواعد رابطه زوجی آشنا شویم.

رابطه زوجی موفق

رابطه زوجی موفق، رابطه ای متعهدانه و طولانی مدت میان دو فرد بالغی است که ورود به این رابطه را آگاهانه انتخاب نموده اند. رابطه زوجی را به نوزادی تشبیه می کنند که در بدو ورود همسران به زندگی مشترک به آنها داده می شود. مسئولیت همسران این است که در تمامی شرایط ( خوشی ها و ناخوشی ها) از این نوزاد و فرزند مشترک که اسم آن رابطه است، مراقبت نمایند.

تجربه بودن با یک نوزاد و مراقبت از او خوشایندی ها و ناخوشایندی های خاص خودش را دارد. نوزاد با خنده هایش می تواند خستگی های والدین را از وجودشان ببرد. در ضمن این توانایی را نیز دارد که با گریه های بی امان شبانگاهی لذت خوابیدن را از مراقبین و والدینش بگیرد! یک نوزاد زمانی می خندد و بازی می کند که نیازهایش برطرف شده باشد و زمانی گریه را سر می دهد که به نیازهایش توجه نشود و آن نیازهای پاسخ نگیرند و یا نوزاد دچار بیماری و درد باشد.

رابطه زوجی زمانی خوشایند و انرژی بخش است که همسران به نیازهای رابطه رسیدگی کرده باشند. بسیاری از افراد برداشت درستی از معنای رابطه ندارند. تصور آنها از نیازهای رابطه، صرفا نیازهای شریک زندگی است. این سوء تفاهم باعث می شود که احساس کنند در یک رابطه حل شده اند و جایی برای استقلال یا فردیت آنها وجود ندارد. نیازهای رابطه با نیازهای شریک رابطه متفاوت است. اصلی ترین نیاز یک رابطه زوجی توان گفت و گو و مرتبط بودن است. همسران تنها در فضای گفتگو است که می توانند به سایر نیازهای نوزاد «رابطه» رسیدگی کنند. ارتباط زوجی، رابطه میان دو فرد است که از سرزمین فردیت و مجردی خود به سرزمین ازدواج مهاجرت کرده اند. بدیهی است که ممکن است چالشهایی در این ارتباط اتفاق بیفتد. گفت و گو تنها مسیری است که می توان چالشهای موجود در رابطه را بررسی کرده و به آنها رسیدگی نمود. مسدود کردن این مسیر باعث می شود چالشهای کوچک و ناگزیر زندگی زوجی تبدیل به مشکلات جدی و یا رنجش ها و کینه های عمیق گردند. قهر کردن، مبهم و کنایه وار حرف زدن همچنین وقت صرف نکردن برای رسیدگی به چالشها از جمله مواردی است که منجر به مسدود شدن مسیر گفت و گو می شود.

یکی از آسیب های ارتباطی میان همسران، ناشی از این باور غلط است که همسر من باید بداند من از او چه می خواهم. این باور ناکارآمد و غلط منجر می شود همسران به صورت مبهم با یکدیگر صحبت کنند و به وضوح از خواسته ها و هیجانات خود سخنی به میان نیاورند. واقعیت آن است تا زمانی که ما نیازها و هیجانات خود را به زبان نیاوریم، نمی توانیم از نزدیک ترین افراد زندگی خود انتظار داشته باشیم ناگفته های ما را بدانند و در جهت رفع نیازهای ناگفته ما تلاش کنند.

آنچه درباره گفت و گو نیاز به توجه دارد، دقت به این واژه است که معنای دقیقی را در خود دارد. گفت و گو از دو جزء تشکیل شده است: گفتن و شنیدن گویه های فرد مقابل. در روابط زوجی که با مشکل مواجه است گفت و گو به صورت گفتن انجام می شود. هر کدام از همسران به بیان نظرات، دیدگاه ها، هیجانات یا نیازهای خود می پردازند اما با تمام وجود به گوش دادن گفته های همسر نمی پردازند. این آسیب بزرگ باعث می شود، گفت و گو بعنوان اولین و اصلی ترین نیاز نوزاد « رابطه» برآورده نشده و رابطه به سوی بیماری پیش برود.

 بنابراین برای تجربه رابطه زوجی مناسب لازم است کاندیدهای ازدواج به مهارتهای ارتباط موثر مسلط باشند. زمانی یک فرد می تواند مهارتهای ارتباط موثر را در عمل اجرا کند که بتواند بر هیجانات خود مسلط بوده و از درون ارتباط قوی و غنی با خود داشته باشد. زمانی که فرد هیجاناتش را نمی شناسد یا با بروز هر هیجانی در دست آن هیجان اسیر می شود و یا به دلیل نداشتن عزت نفس کافی به خودخوری و خودسانسوری روی می آورد حتی اگر جامعترین کتابهای ارتباط موثر را خوانده باشد یا ناب ترین علم در این حوزه را داشته باشد، نمی تواند آن مهارتها را اجرا نماید. قضاوت کردن، سرزنش کردن، عیب جویی، تحقیر و سایر رفتارهای مخرب یک رابطه عموما زمانی رخ می دهند که افراد تحت تاثیر هیجانات ناخوشایندی مانند خشم یا ترس هستند و به اندازه کافی نمی دانند با این هیجانات چه باید کرد و یا دانسته های خود رابه اندازه کافی به عمل در نیاورده اند.

نشان دادن توجه، ابراز محبت و قدردانی، صرف زمان با کیفیت برای گفت و گو ،شنیدن با تمام وجود گفته های همسر و انجام دادن رفتارهایی که حاکی از ارزشمندی رابطه زوجی است رفتارهایی است که نوزاد «رابطه» را تغذیه می کند.

نوزاد به لباس مناسب نیاز دارد. لباسی که ضمن گرم یا خنک نگاه داشتن او، او را در مقابل تماس اشیاء یا اجسام، محفوظ نگاه دارد. رابطه زوجی نیز نیاز به مرزبندی دارد. مرزی که بنیان خانواده جدید را از سایرین مجزا کرده و به آن هویت و استقلال می دهد. زمانی که دو فرد با یکدیگر ازدواج می کنند خانواده جدیدی را تشکیل می دهند که نیاز به استقلال و هویت دارد. این استقلال از طریق مرز سالمی که میان همسران و خانواده های مبدا آنها و سایر افراد کشیده می شود؛ قابل دستیابی است. حل و فصل مسائل موجود در رابطه توسط همسران، مشارکت آنها در حل و فصل چالشهای زندگی مشترک، تصمیم گیری مشترک آنها برای اهداف و برنامه ریزی های زندگی مشترک تعیین کننده مرز سالم میان آنها و دیگران است. چنانچه چالشهای زندگی زوجی به خارج از رابطه کشیده شده و یا تصمیم گیری های مهم زندگی مشترک به افراد خارج از رابطه زوجی سپرده شود؛ مرز رابطه زوجی آسیب دیده است. این مرز آسیب دیده مانند لباس پاره یک نوزاد می تواند باعث بیماری او شود.

نوزاد برای تجربه شادی علاوه بر غذا، جای نرم و راحت، لباس تمیز و خواب کافی به بازی نیز نیاز دارد. یک رابطه زوجی نیز علاوه بر گفت و گوی موثر، توجه، محبت، قدر دانی و داشتن مرز سالم به تفریح و شادی نیز نیاز دارد. پژوهشها نشان می دهند همسرانی که توان شوخی و طنز مناسبی دارند، بیشتر از همسرانی که این توانایی را ندارند میتوانند از زندگی مشترک خود لذت ببرند. در زندگی زوجی لازم است گاه از چارچوب های خشک و غیر قابل انعطاف فاصله گرفت، برخی از کاستی ها را با دید طنز نگریست و به جای درگیر شدن با آنها با شوخی از کنار آنها گذشت. نکته مهم آنکه شوخی و طنز در رابطه، با دست انداختن شریک زندگی و تمسخر او بسیار متفاوت است. بدیهی است دست انداختن شریک زندگی، تحقیر و تمسخر او رفتارهای مخربی هستند که به رابطه لطمه جدی می زنند.

همانگونه که تجربه بیماری در زندگی یک نوزاد تجربه ای کاملا طبیعی و اجتناب ناپذیر است، نوزاد رابطه نیز گاهی دچار چالشهای جدی می شود. همسرانی رابطه رضایت مند و پایداری دارند که در این مواقع با صبوری به این چالشها رسیدگی می کنند. همزمان با رسیدگی به چالش و تلاش برای بهبود حال رابطه، توقعات خود از رابطه را متناسب با حال رابطه تنظیم می کنند. هیچ والد طبیعی و سالمی نیست که با بروز علائم بیماری در نوزاد، او را به خاک بسپارد. در رابطه طبیعی و سالم نیز همسران با بروز اولین علائم بیماری رابطه به دنبال طلاق و دفن رابطه خود نیستند. بهبود حال رابطه زمانی با بهترین کیفیت و سرعت اتفاق می افتد که هر دوی همسران برای بهبود رابطه تلاش نمایند. 

 

فائقه رزاقی

مشاور و درمانگر و مسئول دپارتمان آموزش کلینیک تخصصی زوج و خانواده پویش