blog image

ذهن آگاهی به زبان ساده

کلمات کلیدی :

ذهن آگاهی به زبان ساده

توجه آگاهی، مسیری به سوی بهزیستی و مقابله موثر با چالشهای ناگزیر زندگی است. هر چند ممکن است به نظرتان دور از دسترس برسد، اما حتی بدون داشتن زمینه قبلی و بدون صرف زمان زیاد، میتوانید ذهن آگاهی را جزیی از زندگی خود کرده و از مزایای آن بهره مند شوید.

رنج هیجانی در اشکال و اندازه های مختلف پدید می آید. ممکن است نگران آینده باشیم، غمگین یا خشمگین باشیم، احساس گناه یا شرم کنیم، از درد جسمانی رنج ببریم یا فقط احساس کسلی یا استرس کنیم.

توجه آگاهی یکی از اقداماتی است که در طول هزاران سال تکامل فرهنگی، به عنوان پادزهری برای عادات طبیعی دل ها و ذ هن ها، که زندگی را بیش از حد مشکل می کنند، تکامل یافته است. توجه آگاهی نگرشی به تجربه یا روشی خاص برای زندگی و نویدی برای رنج کمتر و زندگی پر معنا و غنی تر است. این نگرش به وسیله هماهنگ شدن با تجربه لحظه به لحظه و آگاهی از عملکرد ذهن در ایجاد اضطراب غیر ضروری، حاصل می شود.

زمانی که ذهن ما نگران است، تمرین توجه آگاهی ما را به لحظه امن حال باز می گرداند. وقتی دیگری به ما حسادت می کند، تمرین توجه آگاهی کمک می کند تا ببینیم که این موضوع صرفا موقعیتی قراردادی است و اینکه هیچ موفقیتی دائمی نیست. زمانی که ذهن از سرما یا گرما شکایت می کند، توجه آگاهی به یادمان می آورد که در واقع این شکایت کردن است که باعث رنج ماست نه خود سرما و گرما. حتی وقتی که با بیماری خود و عزیزانمان مواجه می شویم، توجه آگاهی کمک می کند تا رسم طبیعت را درک کنیم و آن را بپذیریم. توجه آگاهی کمک می کند ببینیم چگونه برای خود پریشانی می آفرینیم و به ما می آموزد چگونه عادت های ذهنی دردناک را رها کرده و عادتهای ذهنی مفید را جایگزین آنها کنیم.

مقاومت ما در برابر تغییر از همان روزهای اول زندگی آغاز می شود و در تمام مراحل بعدی ادامه می یابد. در کودکی برای مان دشوار بوده که از شیشه شیر و پستانک دل بکنیم یا بازی در خانه را رها کنیم و به مدرسه برویم. مقاومت در برابر تغییرات اجتناب ناپذیر، ناخشنودی بسیار زیادی در ما ایجاد می کند. جودیت ویورست می گوید:« بیشتر آنچه که ما را ناخشنود می سازد، دشواری در مدیریت تغییرات اجتناب ناپذیر زندگی است»

گرایش شگفت انگیز و سازگارانه ما به کسب لذت و اجتناب از درد، گرچه برای بقای جمعی ما بسیار مفید است،  بدبختانه سرتاسر روز ما را د رزندان حستجوی لذت و فرار از درد محبوس می کند. بدین گونه علاوه بر اجتناب ناپذیری تغییر و فقدان، با منبع درونی دیگری از درد هیجانی روبرو هستیم.

متاسفانه اصل لذت، «بودن محض» را برای ما مشکل می سازد، ما تقریبا در تمام زندگی، در حال سازگار کردن تجربیات خود با این اصل هستیم، سعی می کنیم در لحظات لذت بخش بمانیم و از لحظات نامطلوب اجتناب کنیم. این تنظیم مداوم تجربه، آرامش کامل و احساس آسودگی و رضایت را بسیار مشکل می کند. بدین ترتیب شبیه آدمهای نازپرورده ای می شویم که تقریبا باید همه چیز باب میل آنها باشد.

تفکر و برنامه ریزی با تمام شگفت انگیزی و مفید بودنشان، کانون آشفتگی های هیجانی روزانه نیز هستند. فکر کردن ابزاری برای سازگاری با زندگی و یافتن راه حل مسائل است. اما استفاده بیش از حد از آن باعث شده است ما ابزاری در دست افکارمان باشیم و آنها هر زمان و هر جا که خواستند ما را ببرند. اکهارت تول در کتاب نیروی حال به زیبابی به این موضوع اشاره می کند. او می گوید ذهن عاشق ایجاد مسئله و تلاش برای حل کردن آن مسائل است. این امر باعث می شود که حتی وقتی مسئله ای وجود ندارد، ذهن ما را از اینجا و اکنون بیرون ببرد و مسئله ای را در آینده پیش روی ما قرار دهد، نگرانی ایجاد کند و سپس قهرمانانه به حل آن مسئله بپردازد. همه این ها در حالی است که به صورت واقعی مسئله ای در لحظه حال وجود ندارد! ذهن با ایجاد مسئله ها، با نبودن در لحظه حال عادت به مضطرب و نگران بودن را می آفریند.

از سوی دیگر ذهن گرایش دارد هر چیزی را که با آن مواجه می شود به عنوان خوشایند، ناخوشایند یا خنثی طبقه بندی کند و به طور طبیعی به چیزهای خوشایند جذب شده و چیزهای ناخوشایند را پس بزند. این طبقه بندی مداوم مانع از آن است که آنچه را پیش می آید همانگونه که هست ببینیم و بپذیریم. زمانی که اتفاقی می افتد ذهن سریعا آن اتفاق را با خط کشهای خوشایند و ناخوشایند خود می سنجد و اجازه نمی دهد با آگاهی آن اتفاق را همانگونه که هست ببینیم و بپذیریم.

زندگی جریانی در حال گذار است. این موضوع را همه ما تجربه کرده ایم. اما واقعیت آن است که ذهن در پذیرش عمیق این اصل ناتوان است. ذهن مایل است پس از طبقه بندی امور خوشایند ها برای ابد ادامه یابند و ناخوشایندها بلافاصله محو شوند. تجربه زندگی به ما نشان می دهد که این اتفاق هرگز نمی افتد. اما تلاش ذهن برای این امر به مقاومت در برابر جریان هستی منجر شده و رنج هیجانی می آفریند. این رنج را در واژه « ای کاش» به طور کامل می توانیم لمس کنیم.

ذهن آگاهی، راه حلی مناسب

وقتی از ذهن آگاهی می گوییم اشاره به حالت خاصی از ذهن مانند آرامش یا شادی یا به محتوای خاصی در آن مانند افکار یا احساسات مثبت نداریم بلکه منظور نگرشی خاص نسبت به تجربه است، صرف نظر از آنکه آن تجربه چیست. بیان تعریف توجه آگاهی از طریق کلمات دشوار است چون ذهن آگاهی اساسا نگرشی بدون کلمه است. با این حال کلمات می توانند کمک کنند تا به آن اشاره کنیم و نیز به ما می آموزند چگونه آن را تجربه کنیم.

تعاریف متفاوتی از ذهن آگاهی مطرح شده است. رونالد سیگل تعریف بسیار ساده ای از ذهن آگاهی دارد:

«آگاهی از تجربه حاضر همراه با پذیرش». این تعریف اشاره به آن دارد که لازمست ذهن را تمرین دهیم در لحظه حال حضور داشته باشد. به گذشته و آینده سفر نکند. با حضور در لحظه حال از تجربه آنچه پیش می آید آگاه باشد. اما کار به همین جا ختم نمی شود. لازمست ذهن عادتش برای طبقه بندی کردن خوشایند و ناخوشایند، خوب و بد و در واقع قضاوت کردن را محدود کند. توان ذهن برای طبقه بندی امور زمانی ارزشمند است که جنبه حیاتی داشته باشد و با مرگ و زندگی ما در ارتباط باشد. مثلا ناخوشایندی پرت شدن از بلندی می تواند به ما کمک دهد تا زمانی که در حال کوهنوردی هستیم جنبه احتیاط را رعایت کنیم اما زمانی که عادت ذهن برای خوب و بد کردن اتفاقات بیش از حد می شود و یا هنگامی که تجربه ای اتفاق افتاده است و دائما آن را قضاوت می کند، اجازه نمی دهد ما آن تجربه را با تمام وجود لمس کنیم.

 جان کابات زین ابداع کننده درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR)، ذهن آگاهی را این گونه تعریف میکند: « توجه به شکلی خاص و هدفمند در زمان حال و بدون قضاوت». در این تعریف نیز بر متمرکز بودن بر لحظه حال و پذیرش تجربه بدون قضاوت تاکید شده است.

به زبان ساده ذهن آگاهی کمک می دهد با حضور در لحظه حال، زندگی را زندگی کنیم.

 

فائقه رزاقی

مسئول دپارتمان آموزش کلینیک تخصصی زوج و خانواده پویش

 

منابع:

سیگل، رونالد د. (1394). توجه آگاهی راه حلی برای مشکلات روزمره. ترجمه مرتضی کشمیری و پیوند جلالی. انتشارات ارجمند

زاربوک، گرهارد. لینچ، سوبحان. امان، اکسل. رینگر، زیلکا. ( 1399). ذهن آگاهی برای درمانگران. ترجمه دکتر اکرم دهقانی. انتشارات ارجمند

تول. اکهارت. (1399). نیروی حال. ترجمه مسیحا برزگر. چاپ هجدهم. انتشارات ذهن آویز