blog image

تداعی ها و انتخاب هایی ناخودآگاه

کلمات کلیدی :

تداعی ها و انتخاب هایی ناخودآگاه

آزمون تداعی ها یکی از آزمون هایی است که در جلسات مشاوره پیش از ازدواج به منظور شناسایی عواملی که به صورت ناخودآگاه بر انتخاب و ازدواج تاثیر می گذارد، گرفته می شود. پایه واساس آزمون تداعی ها به این واقعیت علمی باز می گردد که همه انسانها اولین روابط عاطفی را در خانه کودکی می آموزند. در آن خانه برای نخستین بار با مراقبت، توجه، صمیمیت و مهربانی آشنا می شوند. خانه مکانی است که کودک در آن سیر می شود، می خوابد و بازی می کند. اولین خاطره فرد از عشق به آن نوع دوست داشته شدنی بر می گردد که در خانه کودکی تجربه کرده است. چه این خاطرات را به یاد بیاورد و چه به یاد نیاورد، آنها می توانند بر زندگی بزرگسالی او اثر بگذارند. به همین دلیل است که وقتی فرد به خاطرات دوران کودکی می اندیشد، آنچه در ذهن اش تداعی می شود، می تواند فضایی برای او ایجاد کند که در آن عشق را نیز تجربه نماید.

عشق با خانه کودکی تداعی می شود و خانه کودکی هزاران هزار خاطره در خود دارد. پژوهشها نشان می دهند اگر خانه کودکی برای فردی انتظار، تلاش یا بحث و جدل های مکرر را تداعی کند، عشق را نیز در انتظار برای معشوق و تلاش برای جلب نظر وی تجربه خواهد کرد. از نظر این فرد بحث و جدل های مکرر جزء جدانشدنی رابطه عاشقانه هستند. یکی از دلایلی که فرزندان افراد معتاد جذب همسرانی معتاد می شوند نیز همین موضوع است. آنها عشق را در فضای اعتیاد تجربه نموده اند. بوی دود می تواند تداعی کننده مهربانی های پدر پس از مصرف مواد یا سیگار باشد. بنابراین دور از ذهن نخواهد بود اگر فرزند پدری معتاد به سمت کاندید ازدواجی گرایش پیدا کند که سیگار یا مواد مخدر مصرف می کند.

اما برخی از افراد در کودکی، خانواده خود را نپذیرفته اند، همواره حسرت آن را داشته اند که پدر و مادرشان به گونه ای دیگر رفتار کنند. برای این افراد عشق آن چیزی است که در خانه کودکی وجود نداشت. بنابراین عشق برای آنها بازگشت به خانه کودکی نیست، فرار از خانه کودکی است. متاسفانه برای آنانکه خانه کودکی را نپذیرفته اند، فرار از خانه کودکی الزاما تجربه موفق و خوشایندی از عشق را رقم نمی زند. چنانچه فضای خانه کودکی فضایی پرفشار یا مسموم بوده و زخم های عاطفی برای کودک به همراه داشته است؛ ازدواج برای بازگشت به خانه و یا فرار از خانه هر دو مستعد خطر نارضایتی زوجی و یا طلاق هستند.

دلیل این امر آن است که در ازدواج ناخودآگاه فرد در نهایت کسی را برای ازدواج بر می گزیند که همان تصویر شخصی ای که از خود سراغ دارد را در او تایید و تقویت نماید. چنانچه این تصویر در خانه کودکی تصویری پر آسیب و زخم خورده باشد، ناخودآگاه فرد به دنبال شریکی برای زندگیش می گردد که زخم ها را تقویت نماید. در ازدواج ناخودآگاهِ بازگشت به خانه، فرد بدنبال جذابیت هایی در کاندید ازدواج خویش می گردد که او را به اعضای اصلی خانواده شبیه کنند. به این ترتیب این کاندید همان رفتارهایی را با فرد خواهد داشت که اعضای اصلی خانواده در کودکی نسبت به او داشته اند. بدیهی است چنین ازدواجی بازنواخت زخم ها و آسیب های دوره کودکی است و می تواند به نارضایتی جدی از زندگی زوجی بیانجامد. این انتخاب ها شرح حال همسرانی است که اظهار می کنند: « همسرم دقیقا مثل پدر/ مادر  ام مرا تحقیر می کند» یا « همسرم همان رفتارهای زننده ای را با من دارد که همیشه از آن متنفر بودم و در کودکی به همین دلیل از والدین ام آزرده می شدم»

زمانی که فرد ازدواج ناخودآگاه خویش را بر اساس میل به فرار از خانه انجام می دهد، بدنبال شریکی برای زندگی خویش می گردد که کاملا با شخصیت های بنیادین زندگی کودکی او ( مراقبین اولیه اش) متضاد باشند. این تضاد عاقبت خوشی را به دنبال نخواهد داشت چرا که متاسفانه ویژگی کاملا متضاد با صفتی آسیب زننده، باز هم آسیب رسان است. بعنوان مثال دختر پدری رفیق باز، ولخرج و غیر متعهد به خانواده ممکن است بدنبال مردی باشد که دوست و رفیقی ندارد، در خرج کردن جانب امساک را نگه می دارد و هیچ تفریحی بیرون از خانه ندارد. چنین انتخابی فرار از خانه کودکی است. در این انتخاب، دختر پس از مدتی متوجه وابستگی شدید همسرش، نداشتن مهارتهای ارتباطی مناسب در او  وخساست شدیدش می شود. چرا که این ویژگی های همان هایی است که پدرش اصلا نداشت اما این صفات نیز نمی توانند زندگی زوجی شاداب و خوشایندی را به همراه داشته باشد. بعنوان مثال نداشتن هیچ دوست و رفیقی کاملا ضد ویژگی رفیق بازی است اما با نداشتن مهارتهای لازم برای یک ارتباط سالم و ضعف در مهارتهای اجتماعی همراه است.

همچنین پسرِ مادری سلطه گر، خودرای و طرد کننده ممکن است به دختری جذب شود که به شدت منعطف و پذیرنده است. انعطاف بیش از حد دختر و هیجانی و احساساتی بودنش در ابتدا برای پسر بسیار جذاب است اما پس از مدتی پسر متوجه ویژگی عدم استقلال روانی دختر و اصطلاحا دهن بین بودن او می شود. فضای بسیار گرم احساسات برای کسی که از سرزمین سردسیر طرد شدگی می آید در ابتدا بسیار جذاب است اما پس از مدتی متوجه می شود این احساسات تند و آتشین او را در حصار تنگی گرفته  اند که آمادگی بودن در آن را ندارد.

به این ترتیب ازدواج آگاهانه تنها انتخاب مناسبی است که پیش روی افراد قرار دارد. کمک به کاندیدهای ازدواج برای تجربه ازدواجی آگاهانه یکی از مسئولیت های خطیر مشاروان پیش از ازدواج است. ازدواج آگاهانه ازدواجی است که در آن کاندیدهای ازدواج به ارتباط ناخودآگاه عشق و خانه کودکی پی برده اند و به همسر آینده خویش به چشم بازتاب تصویر والدین و یا بازتاب تصویر معکوس والدین نمی نگرند. او را به عنوان فردی با ویژگی های متفاوت می نگرند و می پذیرند که ازدواج یافتن یک ناجی نیست. این ادراک به آها توان آن را می دهد تا در بین کاندیدهای مختلف به انتخابی دست بزنند که آگاهانه تر بوده و با ویژگی های موثرشان بیشترین تناسب را داشته باشد. به این ترتیب کاندیدهای ازدواج می آموزند پیش از ورود به روابط عاطفی یا اقدام به خواستگاری لازم است بر زخم های عاطفی دوران کودکی خود کار کرده و آنها را به آگاهی بیاورند. آگاهانه برای این زخم ها اقداماتی موثر انجام دهند تا درد ناشی از این زخم ها آنها را به سمت ازدواجی ناخودآگاه سوق ندهد.

 

فائقه رزاقی

مسئول دپارتمان آموزش کلینیک تخصصی زوج و خانواده پویش

منابع

هندریکس، هارویل.(1384). بازگشت به عشق. ترجمه هادی ابراهیمی. انتشارات نسل نواندیش

میر محمد صادقی، مهدی. (1393). ازدواج: آموزش پیش از ازدواج. ناشر سازمان بهزیستی کشور