blog image

پیش از ازدواج

کلمات کلیدی :

دلایل درست ازدواج

برای ازدواج کردن دلایل بسیاری وجود دارد. در مطلب قبل به بررسی دلایل نادرست ازدواج پرداختیم. در این مطلب دلایل درست ازدواج را که میتواند به ازدواج موفق منتهی شود را بررسی می کنیم:

همراهی و مصاحبت

شریک شدن با دیگری در زندگی دلیل رایج و مناسبی برای ازدواج است. مصاحبت و همراهی به این معناست که در سفر زندگی شریک و همراهی داشته باشیم. البته توجه داشته باشیم ازدواج، خاتمه دادن همیشگی به تنهایی نیست. بخشی از تنهایی انسان، که در اعماق وجود او نهفته است، همواره با او خواهد بود وازدواج به این بخش از تنهایی پایان نمی دهد.

از سوی دیگر افرادی می توانند به دلیل مصاحبت و همراهی ازدواج را برگزینند که هدف و راه خویش را در زندگی مشخص کرده باشند. کسی که هدفی در زندگی ندارد، نمی تواند همراه خوبی باشد. همراهی زمانی می تواند دلیل منطقی برای ازدواج باشد که هر دو فرد اهداف مشخص و تعیین شده ای داشته و راه مشترکی برای رسیدن به اهدافشان را انتخاب کرده باشند. در این صورت همراهی و مصاحبت می تواند دلیل منطقی و درستی برای ازدواج تلقی گردد.

تجربه عشق و صمیمیت

نیاز به عشق و تعلق یکی از نیازهای اساسی روان بشر است. اما برای تجربه عشق و صمیمت در ازدواج نیاز است هر کدام از کاندیدهای ازدواج ابتدا میزان متعادلی از علاقه به خود را تجربه نموده و با چالشهای ارتباطات صمیمانه آشنا باشند. تصور اشتباهی است اگر گمان کنیم زندگی عاشقانه و صمیمانه بدون چالش خواهد بود همچنین بسیار نادرست است که فرض کنیم چالشهای جدی، تکرار شونده و فزاینده در زندگی مشترک چاشنی رابطه صمیمانه و عاشقانه هستند و نیازی به حل و فصل آنها نیست.

افرادی می توانند در زندگی مشترک عشق و صمیمت را تجربه نمایند که به میزان زیادی خودآگاهی داشته باشند. خودآگاهی به افراد کمک می دهد در انتخاب همسر فردی را برگزینند که با ویژگی ها و معیارهای آنان همخوانی دارد. از سوی دیگر خودآگاهی می تواند به افراد کمک دهد در چالشهای ناگزیر زندگی مشترک به خود مسلط باشند و رفتارهای تکانشی بپرهیزند.

فراگیری و تمرین جدی مهارتهای زندگی در زندگی فردی شرط لازم برای تجربه عشق و صمیمیت در زندگی مشترک است.جذابیت، کشش و علاقه اولیه در ابتدای زندگی مشترک امری که پایه های زیستی مانند هورمون ها آن را ایجاد می نمایند اما تسلط به مهارتهای زندگی است که می تواند به حل کردن مسائل در زندگی کمک نموده و عشق و صمیمیت دراز مدت و واقعی را ایجاد نماید.

شریک حمایت کننده

ازدواج فرصت مناسبی برای رشد فرد به عنوان یک موجود انسانی است. فردی که معتقد است کمک کردن به دیگری برای رشد کردن و بالنده شدن می تواند زمین را به جای امن تری برای زندگی مبدل کند. نکته ای که در این زمینه لازم است بدان توجه داشت حد تعادل توجه به رشد دیگری و توجه به رشد خود است. افرادی که تنها به منافع، موفقیت ها و رشد شخصی خویش می اندیشند نمی توانند ازدواج با دوام یا رضایتمندی را تجربه کنند. از سوی دیگر افرادی که در توجه به دیگری و حمایت از او راه افراط را می پیمایند، در طول زندگی مشترک خود را فراموش می کنند و رفتارهای حمایتگرانه آنان به مرور زمان جنبه کنترل گرانه به خود می گیرد.

از سوی دیگر میل به حمایت از دیگری و کمک به او برای رشد و ترقی زمانی می تواند کمک کننده باشد که آن دیگری مایل به دریافت چنین حمایت و کمکی هست. در غیر این صورت رابطه زوجی به رابطه ناجی گرانه ای تبدیل می شود که نتیجه جز فشار، فرسودگی و ناکامی نخواهد داشت.

رعایت حد اعتدال در حمایت و توجه به دیگری، کمک به او برای محقق کردن آرزوها و اهداف شخصی اش آن چیزی است که می تواند زندگی مشترک را به فرصتی برای رشد و تعالی تبدیل نماید.

شریک جنسی امن

ازدواج منبع با ثباتی برای ارضای نیازهای جنسی برای هر دو نفر و راهی مشروع و مجاز برای بروز هیجانات و رفتارهای جنسی است. اما چنانچه ازدواج تنها به این دلیل انجام شود، می تواند به ناکامی در ازدواج منجر شود چرا که فرد به سایر ابعاد اساسی و مهم ازدواج توجه نکرده و پس از ارضای نیازهای جنسی متوجه موضوعات مهمی می شود که لازم است قبل از ازدواج به آنها توجه شود.

والد شدن

دلیل رایج و درست دیگری که برای ازدواج وجود دارد، تجربه والد شدن است. والد شدن موهبتی آمیخته با تضاد است. از سوی تربیت فرزند وظیفه ای سخت و اغلب حتی دلسرد کننده است از سوی دیگر کاری بسیار رضایت بخش نیز هست.

زمانی رضایت بخش بودن تربیت فرزند بر دشواری های آن فزونی می یابد، که همسران از رشد، بلوغ فکری مناسب و همخوانی بالا برخوردار باشند. این امر کمک می دهد در چالشهای فرزندپروری که از چالشهای عمده زندگی زوجی است، موثر عمل کرده و بتوانند به انسجام رابطه خود کمک نمایند. همسرانی که به مهارتهای زندگی مسلط نیستند، از بلوغ و پختگی کافی بهره مند نبوده و تنها برای تجربه والد شدن ازدواج می کنند، نه تنها از والدگری تجربه خوشایندی نخواهند داشت بلکه در تربیت فرزند نیز موفق نیستند. این دسته از افراد چنانچه ازدواج نموده و با نپختگی برای پر کردن خلاء درونی خود و یا رابطه زوجی شان اقدام به فرزندآوری کنند، ناخواسته به فرزندی که این دنیا دعوت می کنند نیز آسیب های جدی می زنند.