blog image

روابط بین فردی

کلمات کلیدی :

خودشیفتگی در روابط بین فردی و محیط کار

در تمام عرصه ها ممکن است با یک خودشیفته روبه رو شویم: در همسایگی، در مدرسه، محیط کار و حتی در خانه خودمان. داشتن یک همسر، رئیس، دوست یا فامیل خودشیفته تجربه طاقت فرسایی است و هر کدام از این روابط چالش های خاص خود را دارند.

اگر با یک رئیس یا همکار خودشیفته کار می کنید، شدت مشکلی که تجربه می کندی به تعاملی که با هم دارید و میزان قدرت و نفوذ شغلی او نسبت به شما بستگی دارد. صفات خودشیفته ها در محل کار را میتوان این گونه بررسی کرد:

خودشیفته مثل شهاب سنگ است

خودشیفته ها اوایل حضورشان در محل کار، همه را با اقتدار، کاریزما، اعتماد به نفس و رفتارهای جذاب شان تحت تاثیر قرار می دهند. افراد بدون آنکه دست خودشان باشد جذب خودشیفته می شوند. اما حقیقت آن است که خودشیفته مهارت، ظرفیت و شخصیت واقعی برای موفق شدن را ندارد و این فروغ اولیه معمولا به سرعت عبور یک شهاب سنگ در آسمان محو می شود. هرگز فراموش نکنید که رگ حیات خودشیفته به تحسین شدن بند است. خود شیفته خودش را همکار فوق العاده ای می داند. بعید نیست حتی تحسین های شما را جدی بگیرد و هر از چندی روی خوش نشان تان بدهد تا این رابطه نمایشی خاتمه پیدا نکند. اما شما گولش را نخورید. روی خودشیفته نمی توانید در محیط کار بعنوان یک دوست واقعی حساب باز کنید.

خودشیفته بدنبال تسلط و برتری جویی است

یک همکار خودشیفته بیشتر از هر کس دیگری ممکن است در جلسات کاری نوک جمع را بچیند و بحث را مدام به چیزهایی که دوست دارد بکشاند. کافی است در چنین شرایطی یک اعتراض کوچک بکنید تا بی درنگ با خاکستر یکسان تان کند. او هر کاری می کند تا به حرف ها و دغدغه های شما گوش ندهد: حرفتان را قطع می کند، تحویلتان نمی گیرد، رویش را برمی گرداند یا تحقیرتان می کند. خودشیفته استاد جدل های یک طرفه است و برای برنده ماندن هر کاری می کند. برای بالا بردن جایگاهش پشت سرتان دروغ می گوید و شایعه راه می اندازد، بدخواهی می کند و با دشمن تان طرح دوستی می ریزد، از قوانینی که مانعش باشند، سرپیچی می کند، کارهایی که نکرده را به اسم خودش جا می زند و بهترین امکانات شرکت ( از جمله بهترین میز، یا اتاق ) را از چنگ بقیه در می آورد.

خودشیفته از همدلی عاجز است

نیازهای شما برای یک همکار یا رئیس خودشیفته اهمیتی ندارند اما او معمولا خلاف این را نشان می دهد. مثلا می گوید:« درک می کنم چه عذابی می کشی». او با این پیش فرض شروع می کند که نیازهای خودش از شما مهمترند و مواقعی که به کمکش نیاز دارید یا می خواهید به خاطر بیماری یا استراحت مرخصی بگیرید، هیچ توجهی به درخواست تان نمی کند. اگر معتقد باشید بیشتراز دستمزدتان کار می کنید هم برای او قابل درک نیست و وضعیت شما همیشه برایش در اولویت چندم قرار دارد.

خودشیفته تشنه افراد، کارها و موقعیتهای چشم گیر است

خودشیفته عاشق این است که در گرمای توجه و تحسین دیگران لم دهد. بعضی از خودشیفته ها که خودشیفتگی شان خیلی وخیم نیست، ذاتا قابلیت خوبی برای رهبری کردن دارند. اما مابقی صرفا به این خاطر برای تصاحب موقعیت های بهتر و بالاتر تلاش می کنند تا از شکوه و جذابیت تصاحب چنین جایگاهی ارضا شوند. خودشیفته ها معمولا جذب نقش های راهبرانه می شوند، نقش هایی مانند مدیر یک اتحادیه، رئیس و سرپرست یک کمیته یا مربی یک تیم ورزشی.

خودشیفته معلم است نه مربی

افراد خودشیفته همیشه دوست دارند خودشان را آدمی بزرگوار و بخشنده بدانند. خودشیفته ای که در محیط کار با او در ارتباط هستید، ممکن است چیزهایی یادتان بدهد. بویژه که بداند این آموزش دادن به هر طریقی می تواند او را در نظر شما بزرگ جلوه دهد. او اغلب درباره این که باید کارها را چطور انجام بدهید نصیحت تان می کند. اما به محض آنکه شما تحت تاثیر قرار بگیرید کار او تمام شده است و به هدفی که می خواسته رسیده است. کافی است برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به سراغش بروید تا شما را یک احمق تمام عیار خطاب کند!

خودشیفته توقع دارد همه او را خاص بدانند

خودشیفته ها عطش سیری ناپذیری برای توجه دارند و خودشان را برای دریافت چنین رفتارهای خاصی از سوی دیگران کاملا محق می دانند. خودشیفته بهترین اتاق شرکت را طلب می کند، خودش را برای اولین و بهترین فرصت مرخصی طلب کار می داند و توقع دارد جدیدترین کامپیوتر را برایش فراهم کنند. موقع پرداخت حقوق، امکانات و مزایای شغلی هم باید اولین نفر باشد. خودشیفته با وقاحت تمام، هر چیزی که حق خودش بداند را دستور می دهد و ابدا حقوق و نیازهای دیگران را به رسمیت نمی شناسد. خودشیفته از قانون شکنی و فراتر رفتن از هنجارهای شرکت نیز ابایی ندارد.

خودشیفته بی درنگ از عشق به نفرت می رسد

اگر رئیس یا همکار خودشیفته تان احساس کند رابطه با شما به طریقی ممکن است به نفعش باشد، به شدت ایده آل سازی تان خواهد کرد و درنظرش به فردی محشر و بی نقص تبدیل خواهید شد. مراقب باشید که گول این ماجرا را نخورید. خودشیفته ها توانایی شگرفی دارند تا احساس مهم بودن و خاص بودن را در وجود دیگران تحریک کنند. خودشیفته برای رابطه دوستی تان نقشه های زیادی کشیده و فقط کافی است نتوانید به تصور ایده آلی که از شما دارد، جامه عمل بپوشانید تا بی درنگ در نظرش به موجودی بی ارزش تبدیل شوید. هیچ بعید نیست همکار خودشیفته از شما کینه به دل بگیرد، فقط و فقط چون شما بای یکی از دشمنانش چند دقیقه هم صحبت شده اید. واقعا اگر جایی با نظر همکار خودشیفته تان موافق نباشید برای او بدان معناست که به دوستی با اوخیانت کرده اید!

خودشیفته دیگران را استثمار می کند

خودشیفته خودش را موجودی فوق العاده خاص، با استعداد و بی نظیر می داند. او فکر می کند برای هر چیزی که اراده کند، حقی خدادادی دارد و همین احساس غول آسای حق به جانب بودن، تخطی و دور زدن قوانینی که سایرین در محیط کار به آن احترام می گذارند را برای او آسان می کند. وقتی این حق به جانب بودن با توانایی خودشیفته برای جذب کردن دیگران جمع شود، یک باتلاق تمام عیار پدید می آید. باتلاقی که اصلی ترین قربانی اش دیگران هستند. انگار که قوانین فقط برای عموم مردم نوشته شده و ابدا شامل حال خودشیفته ها نمی شود. خودشیفته به حقوق دیگران احترام نمی گذارد، در عوض آنها را مانعی بر سر راه خود می داند. خودشیفته ها به این معروفند که در جدول ساعاهای کاریشان تقلب می کنند، در برگه های تنخواه دست می برند، از همکارشان سوء استفاده جنسی می کنند، از محل کار چیزی می دزدند، با ولنگاری وظایف و مسئولیت های شغلی شان را سرهم بندی می کنند و در کل همیشه این باور تزلزل ناپذیر را دارند که حق خودشان خیلی بیشتر از دستمزدی است که می گیرند.

خودشیفته بدون تایید می میرد

خودشیفته ها معمولا شبیه به یک سیاه چاله اند و برای پر کردن این خلا مدام به این سو و آن سو دست اندازی می کنند. همکار خودشیفته شما برای ترمیم عزت نفسش هر روز به مقادیر مشخصی تایید و توجه نیاز دارد. مثلا او بدون این که کوچکترین ایده ای از خودش داشته باشد مدام به دنبال دزدیدن نظرات و ایده های همکارانش است.

 خودشیفته علاوه بر اینها به تایید عاطفی هم احتیاج دارد. او حتما باید بشنود که فردی جذاب، نابغه و مافوق دیگران است و هرگز نمی توان کسی به خوبی او در موقعیت شغلی اش پیدا کرد. خودشیفته پیوسته مترصد موقعیتی است تا خودش را به رخ دیگران بکشد.

 

برگرفته از کتاب کار روابط یک طرفه

نوشته دکتر نیل لوندر و دکتر الن کاوائیولا

ترجمه احمد تصویری

انتشارات ارجمند