blog image

رابطه زوجی

کلمات کلیدی :

شیوه مواجهه موثر با بی وفایی زناشویی

رابطه صمیمانه یکی از موهبت های بزرگ در میان انسان هاست. رابطه میان همسران می تواند یکی از مصادیق رابطه صمیمانه باشد. روابط صمیمانه همانقدر که آرامش بخش و کمک کننده هستند می توانند آسیب زننده نیز باشند. همسران در رابطه صمیمانه آسیب پذیر نیز می شوند. این امر در ذات روابط صمیمانه نهفته است.

بی وفایی زناشویی یکی از آسیب های جدی در روابط میان همسران است. بی وفایی می تواند به یک روان زخم ( تروما) تبدیل شود. مواجهه سالم با بی وفایی در رابطه زوجی موضوع بسیار مهمی است. عدم توجه به این مهم می تواند خشم ناشی از مواجهه با بی وفایی را به یک رنجش عمیق یا کینه مبدل نماید. همچنین می تواند به تصمیم گیری عجولانه برای اتمام رابطه منجر شود.

به طور معمول مواجهه با بی وفایی از شک هایی آغاز می شود که فرد نسبت به تعهد و وفاداری همسر خود تجربه می کند. این شک و تردید ها می توانند فضای ارتباطی میان همسران را بسیار تیره و تار نمایند. شک و تردید به وفاداری همسر می تواند ریشه های متعددی داشته باشد. گاهی ریشه این شک و تردید ها موضوعی شخصیتی و درونی در فردی است که گمان دارد همسرش به تعهد زناشویی شان وفادار نیست. گذشته دشوار در زندگی فردی، خاطرات دردناک کودکی و نوجوانی، شاهد بی وفایی یکی از والدین بودن، طرد شدن های مکرر از سوی افراد مهم زندگی می توانند دلایل شخصیتی و درونی شک های مکرر یک فرد به همسرش باشند.

اما متاسفانه گاهی بی وفایی به صورت واقعی اتفاق می افتد. زمانی درد روانی ناشی از بی وفایی سخت تر است که همسران رابطه صمیمانه ای را تجربه کرده و به لحاظ روانی نزدیکی زیادی به هم داشته باشند. باور بی وفایی همسر در این شرایط بسیار دشوار بوده و می تواند موجب شکست عاطفی عمیق گردد.

به طور طبیعی اولین هیجانی که در ا ین شرایط تجربه می شود، شوک شدگی است. فردی که با بی وفایی همسرش مواجه می شود ابتدا بسیار شوک شده و نمی تواند موضوع را باور کند. اضطراب بسیار بالا هیجان دیگری است که در این شرایط تجربه می شود. علائمی مانند افزایش شدید طپش قلب، تعریق زیاد، احساس گُر گرفتن یا یخ کردن، لرزیدن دست و پا، تنفس سطحی و گاهی افت شدید فشار خون و بیحال شدن ناشی از آن از جمله علائم و عوارض جسمانی اضطراب بالا هستند. تجربه خشم، غم و حتی تنفر هیجانات طبیعی هستند که بدنبال مواجهه با بی وفایی همسر تجربه می شوند.

اشتغال ذهنی بسیار زیاد با بی وفایی موضوعی است که در این شرایط گریبانگیر افراد می شود. این اشتغال ذهنی به صورت سئوالات بی پایانی در مورد دلیل بی وفایی، نحوه ارتباط فرازناشویی، عمق ارتباط، زمان ها و مکان هایی که بی وفایی اتفاق افتاده و .... تجربه می شود. فردی که با بی وفایی همسرش مواجه می شود به طور معمول احساس به بازی گرفته شدن و فریب خوردن را تجربه می کند و این امر باعث ایجاد خشم شدید نسبت به همسر و خود می شود.

سرزنشگری و ملامت خود یا همسر یکی از رفتارهای غیر موثری است که در مواجهه با بحران بی وفایی اتفاق می افتد. این رفتار بدنبال تجربه خشم صورت می گیرد. فردی که با بی وفایی همسر مواجه شده ممکن است از خود نیز خشمگین باشد و خشم از خود او را به خودسرزنشگری سوق دهد. ملامت و سرزنشگری چه نسبت به خود و چه نسبت به همسر نمی تواند به حل و فصل موضوع کمک کرده و شرایط را سامان دهد. 

وسوسه رسوا کردن همسر، یکی از افکار تکرار شونده کسانی است که با این معضل در زندگی زناشویی خود مواجه شده اند. بسیاری از همسران نمی دانند لازم است در مورد این موضوع با همسر خود گفتگو کنند یا نه؟ برای برخی از همسران نجات رابطه در اولویت قرار دارد. آنان علیرغم رنجش و خشم زیادی که نسبت به همسر خود تجربه می کنند، به دلایل متعدد مایل نیستند رابطه زوجی را به پایان ببرند. عده دیگری به محض مواجه شدن با این معضل، تصمیم به جدایی و طلاق می گیرند.

بی وفایی زناشویی بحرانی است که در یک رابطه زوجی اتفاق می افتد. مانند هر بحران دیگری میزان برخورداری فرد از سلامت روان  و پختگی عامل تعیین کننده ای در گذر سالم از بحران است.

آنچه بعنوان اولین گام در مواجهه سالم با بی وفایی همسر لازم است مورد توجه قرار گیرد، مراقبت از خود و تمرکز به خود است. وسوسه تصمیم گیری در مورد رابطه، بیان موضوع به همسر و برون ریزی خشم می توانند بسیار جدی و پرفشار باشند. اما نکته مهم آن است که فرد بتواند این بحران را به عنوان موضوعی که در بیرون از او اتفاق افتاده بپذیرد. پذیرش یک بحران اولین گام در گذر سالم از بحران است.

بحران ها هیجانات پرفشار و متعارضی را در افراد ایجاد می کنند. هر هیجان پیامی با خود دارد و فرد را برای انجام عملی بر می انگیزد. به همین دلیل افراد در این شرایط گزارش می دهند که در سرشان همهمه مداومی را تجربه می کنند . برای کاهش این همهمه و کاستن از شدت هیجان نیاز است ابتدا رسیدگی های جدی جسمانی انجام شود. تمرین تنفس عمیق، شستن دست و صورت با آب خنک، شستن کف پا با آب خنک، دوش گرفتن، استفاده از دمنوش های آرامش بخش مانند بابونه، گل گاو زبان و بهار نارنج  از جمله رسیدگی های جسمانی هستند که در این شرایط لازم است به صورت اورژآنسی و سریع انجام شوند. قبل از هر اقدامی، لازم است شدت هیجانات فرد کاهش پیدا کند تا بتواند موضوع را به صورت منطقی بررسی نموده و رفتار موثری را در مواجهه با این بحران انجام دهد.

 

ادامه مطلب را در هفته های آینده دنبال کنید

نویسنده متن: فائقه رزاقی

مشاور و مسئول دپارتمان آموزش کلینیک تخصصی زوج و خانواده پویش