blog image

رابطه بین فردی

کلمات کلیدی :

ارتباط با فرد خودشیفته

داشتن رابطه عاطفی و یا تعامل کاری با افراد خود شیفته، تجربه ای بسیار طاقت فرساست. این رابطه می تواند پریشانی های زیادی به همراه آورد. اگر با فردی که دچار خودشیفتگی است رابطه عاطفی دارید این احتمال وجود دارد که بارها از خودتان پرسیده باشید من کجای زندگی این فرد قرار گرفته ام؟ کجا نوبت به من می رسد؟شاید بارها تصمیم گرفته باشید این ارتباط را به پایان برسانید اما موفق نشده اید. اگر در تعامل کاری با فرد خودشیفته هستید ممکن است  از شدت فشاری که بر شما وارد شده بارها تصمیم گرفته باشید قید این کار را بزنید و استعفا بدهید ولی به دلایلی هنوز این کار را نکرده اید.

بیرون آمدن از ارتباط با فرد خودشیفته کار ساده ای نیست بویژه برای افرادی که مدتها برای چنین ارتباطی سرمایه گذاری عاطفی و روانی کرده اند. فرد خودشیفته به نفع منافع خود ده گام برداشته و از مرزهای شما عبور می کند. زمانی که با اعتراض شدید شما مواجه شود دو گام به عقب بر می دارد و از این عقب نشینی به عنوان انعطاف و توجه به شما و منافع تان یاد می کند. چنان با اطمینان این موضوع را مطرح می کند که گاه شما هم فراموش می کنید که او هنوز هشت گام در مرزهای شما قرار دارد!

برای آنکه موضوع ارتباط با افراد خودشیفته را بتوانیم بهتر بررسی کنیم اجازه دهید ابتدا به تفاوت میان خودشیفتگی و دوست داشتن خود که ویژگی کاملا سالم و حتی ضروری است بپردازیم.

خودشیفتگی، خود دوستی و بیزاری از خود

دوست داشتن خود ویژگی است که انسانها بیش و کم از آن برخوردارند. در نظر بگیرید بنا باشد تمامی انسانها بر اساس میزان برخورداری از این ویژگی در یک صف بایستند افرادی که از این ویژگی در حد بسیار زیاد برخوردار هستند ابتدای صف باشند و انتهای صف افرادی باشند که به میزان خیلی کم از این ویژگی بهره برده اند.  وسط این صف افرادی قرار می گیرند که به اندازه مناسب ( متعادل) این ویژگی را دارند.

ممکن است با این سئوال مواجه شویم که انجام چه رفتارهایی نشان می دهد که فرد کجای این صف می تواند بایستد؟ سئوال بسیار خوبی است!

افرادی که ابتدای صف می ایستند و از ویژگی خود دوستی به میزان بیش از اندازه برخوردار هستند این خصوصیات را دارند:

  •  در همه کارها ابتدا به منافع و رفاه خود اهمیت می دهند.
  • خود را توانمندتر، لایق تر، با هوشتر و ..... از بقیه می دانند( در تمام ویژگی های خوب، خود را «ترین» می دانند بعنوان مثال کارآمدترین) و معتقدند فقط افراد خاصی قادر به درک آنها می باشند.
  • عطش بسیاری برای  تحسین شدن دارند.
  • همواره حق به جانب هستند.
  • نمی توانند با احساسات دیگران همدلی کنند.
  • به موفقیت های دیگران حسادت می کنند و تصورشان این است که دیگران به آنها حسادت دارند.
  • تکبر و خودبرتر بینی دارند.

به این افراد «خودشیفته» گفته می شود.

افرادی که در انتهای صف می ایستند، ویژگی هایی کاملا مغایر با « خودشیفته» ها را دارند. به این افراد می توانیم «بیزار از خود» بگوییم:

  • منافع دیگران را به منافع خود ترجیح می دهند.
  • به رضایت دیگران اهمیت زیادی می دهند( بیش از رضایت خودشان).
  • به تایید دیگران اهمیت زیادی می دهند( نیاز زیادی به تایید شدن از جانب دیگران دارند).
  • هدف شخصی در زندگی ندارند یا اگر با مخالفت دیگران مواجه شوند به راحتی از اهداف خود می گذرند.
  • با نیازها و احساسات خود بیگانه هستند.
  • خودشان را نمی بینند.
  • در زندگی خود را فدای دیگران می کنند( ایثارگران قوی هستند).
  • خود را قربانی زندگی می دانند.
  • در روابط کاری یا خانوادگی مورد بهره کشی قرار می گیرند.

.

افرادی که در میانه این صف قرار دارند، در ویژگی خود دوستی حالت تعادل را دارند. به آنها می توانیم نام «دوستدار خود» بدهیم.  خصوصیات دوستداران خود این گونه است:

  • به رفاه و منافع خودشان و دیگران اهمیت می دهند.
  • در روابطشان به دنبال بازی «برنده-برنده» هستند.
  • اهداف شخصی دارند و آنها را دنبال می کنند اما برای رسیدن به اهداف خود از دیگران بهره کشی نمی کنند.
  • احساساتشان را می شناسند و می توانند با دیگران همدلی کنند.
  • مستقل و قابل اتکا هستند اما در صورت نیاز می توانند به راحتی از دیگران کمک بگیرند.
  • روابط خانوادگی، دوستانه و شغلی سالم و خوشایندی دارند. 

 

شما در کجای این صف می ایستید؟

 

اگر ارتباط را یک بازی در نظر بگیریم، دو «خودشیفته» در رابطه های نزدیک و عاطفی همبازی های خوبی نمی شوند اما بازی ارتباطی « خودشیفته» با «بیزار از خود» خیلی خوب شکل گرفته وادامه می یابد. به نظر می رسد این دو، زبان هم را خوب می فهمند. گرچه «بیزار از خود» فشار را تجربه می کند اما گویی به قربانی بودن عادت کرده است.

همانطور که گفتیم «خودشیفته» ها و «بیزار از خود» ها در دو طرف صف ایستاده اند. میانه های صف « دوستداران خود» می ایستند. اما در میان دوستداران خود نیز ممکن است برخی از افراد به خودشیفتگی گرایش بیشتری داشته باشند و عده ای به بیزاری از خود. اگر در میان این افراد باشید ممکن است نتوانید بازی ارتباطی با خودشیفته را تاب بیاورید و بخواهید و برای رابطه خود کاری بکنید.

 

 

ادامه مطلب هفته آینده

نویسنده متن: فائقه رزاقی

برداشت از :کتاب کار روابط یک طرفه

نوشته: دکتر نیل لوندر ودکتر الن کاوائیولا

مترجم: احمد تصویری

انتشارات ارجمند