blog image

روابط بین فردی

کلمات کلیدی :

وابستگی های ارتباطی

انسان موجودی ذاتا اجتماعی است. نیاز به ارتباط با دیگران در ساختار ژنتیکی انسانها تعبیه شده است. بودن در کنار افرادی که در دشواری ها بتوانیم روی حمایتهای آنان حساب کنیم و به محبت های آنان دلگرم باشیم، بسیار ارزشمند و رشد دهنده است. ما در روابط سالم، به شیوه سالمی وابستگی را تجربه می کنیم. وابستگی که به ما شجاعت آن را می دهد نیازهای خود را بازشناسیم و در رابطه ای امن آن را با دیگری درمیان گذاریم.

پژوهشهای انجام شده نشان می دهند که تجربه رابطه عاطفی همراه با همدلی می تواند تجربه دردهای جسمانی را نیز کاهش دهد. وابستگی سالم و عشق به ما توان آن را می دهد تا گامهای خود را در چالشهای ناگزیر زندگی محکم تر برداریم و با اطمینان بیشتری آرزوها و اهدافمان را دنبال کنیم.

اما تمامی وابستگی ها به این گونه رشد دهنده و سلامت نیستند. در برخی از وابستگی ها افراد درگیر رابطه به شدت احساس خفگی، رکود، اضطراب، افسردگی یا حتی پوچی را تجربه می کنند با این حال به نظرشان می رسد در رابطه گیر کرده اند و نمی توانند از آن بیرون بیایند یا در رابطه حال خوبی را تجربه کنند.

اگر رابطه با دیگران را بر روی یک پیوستار تصور کنیم، یک سوی آن وابستگی بیش از حد یا وابستگی ناسالم قرار دارد. در سوی مقابل و در آن طرف پیوستار، انفصال از رابطه و عدم تمایل به رابطه دیده می شود. آنچه در نقطه تعادل این پیوستار دیده می شود وابستگی سالم و عشق است.

 نشانه های وابستگی ناشابم

تمایز بین وابستگی سالم و چسبندگی و شیفتگی ( وابستگی ناسالم) در برخی موارد  کار دشواری است، اما فرد وابسته به طور معمول این گونه است:

  • خارج از آنچه برای دیگران انجام می دهد، هیچ شادی و خشنودی را تجربه نمی کند.
  • حتی اگر بداند شریک ارتباطی اش در رابطه کارهای مضر و پرآزاری انجام می دهد، باز هم در رابطه می ماند.
  • برای خشنودی و رضایت شریک ارتباطی اش هر کاری انجام می دهد، بدون این که به هزینه های این کار توجهی نشان دهد.
  • اضطراب مداومی در مورد روابطش تجربه می کند این اضطراب به تمایل او برای شاد کردن مداوم دیگران مربوط می شود.
  • تمام انرژی و وقت اش را صرف پاسخ گویی به درخواست های شریک ارتباطی اش می کند.
  • در مورد فکر کردن به خودش احساس گناه را تجربه می کند و نمی تواند نیازهای یا تمایلاتش را بیان کند.
  • در انجام آنچه دیگری از او می خواهد، اخلاقیات و وجدان اش را نادیده می گیرد.
  • ممکن است متوجه آسیب های رابطه اش باشد اما بیرون آمدن از چنین ارتباطی برایش بسیار دشوار است
  • فرد وابسته احساس تعارض بالایی را درباره جدا شدن از شریک ارتباطی اش تجربه می کند چرا که هویت خود را در گرو  قربانی کردن خود برای دیگری می بیند.

 

در رابطه وابسته سالم نیز توجه به رفاه و حال خوب شریک ارتباطی وجود دارد اما در این ویژگی میان وابستگی سالم و ناسالم تفاوتهای بنیادینی وجود دارد.

مقایسه وابستگی سالم و ناسالم در رابطه

برای آنکه تمایز این دو نوع وابستگی را بهتر درک کنیم بهتر است به مقایسه نمودهایی بپردازیم که این دو نوع وابستگی در رابطه از خود نشان می دهند:

در وابستگی سالم:

دو نفر برای تجربه حمایت و عشق به یکدیگر تکیه می کنند. هر دو در این رابطه احساس ارزشمندی می کنند.

در وابستگی ناسالم:

فرد وابسته بیش از اندازه به شریک ارتباطی اش تکیه می کند و تنها زمانی خود را ارزشمند احساس می کند که شریک ارتباطی اش به وابستگی او پاسخ مثبت بدهد.

در وابستگی سالم:

برای هر دو نفر رابطه در اولویت است اما می توانند درپرداختن به علائق خارج از رابطه نیز احساس لذت را تجربه کنند، مانند پرداختن به دوستان و سرگرمی هایشان.

در وابستگی ناسالم:

فرد وابسته هیچ هویت، علاقه یا ارزش شخصی بیرون از این ارتباط ندارد. در واقع او در رابطه حل شده است.

در وابستگی سالم:

هر دو نفر میتوانند نیازها و هیجاناتشان را ابراز کنند و راهی را پیدا کنند تا رابطه برای هر دو آنها مفید باشد.

در وابستگی ناسالم:

فرد وابسته برای ماندن در رابطه از نیازها، خواسته هاو ابراز هیجاناتش می گذرد. علت این امر ترس است. ترس آنکه رابطه را از دست بدهد.

 

در ادامه به بررسی بیشتر وابستگی های ناسالم خواهیم پرداخت.

 

نویسنده: فائقه رزاقی

مسئول دپارتمان آموزش کلینیک تخصصی زوج و خانواده پویش